شهرت

بایگانی‌ها نسترن صارمی - شهرت

باغی باقی بماند ۱۷ آبان ۱۳۹۴

باغی باقی بماند

*نسترن صارمی

این‌روزها عکس‌های هوایی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شوند که از آب‌رفتنِ باغ‌ها و فضای سبز تهران خبر می‌دهند. هرروز در شهر برجی دیگر سر به آسمان می‌کشد، مرکز خریدها یکی پس از دیگری در گذرهای نامناسب قد راست می‌کنند، میدان‌ها از چهرۀ شهر پاک می‌شوند و نرده­ها عابران را روانه دالان­ها و پل­های هوایی می­کنند. گاه‌وبی‌گاه خبر از نشست زمین‌ در دشت‌های جنوب تهران به گوش می‌رسد، برخی از آلودگی آب تهران می‌گویند و آلودگی هوا هم که بسیاری را هر ماه و سال به زانو درمی‌آورد. طوفان‌ و هجوم گردوخاک‌ها هم دیگر تازگی‌ خود را از دست داده‌اند!

چه پیش آمده است؟ همۀ این‌ها نقاطی است که با خط نامرئیِ اتصال‌شان به ما ساکنان شهر، محیط‌زیست شهری ما را شکل داده‌اند. پارامترهایی هستندکه آن‌ها را در گسست با همدیگر فهمیده‌ایم؛ اما با نگاهی دقیق‌تر درخواهیم یافت که کلیّتِ درهم‌تافتۀ شهر و زیست‌بوم و زیستِ انسانی، در پیوستگی با یکدیگر، هیئت خود را پیدا می‌کند.

اغراق نیست اگر بگوییم که سرنوشت زیستی ما در این سال‌ها، با ابعاد گوناگون در دستان کورِ سیاست‌های زمین‌شهری بوده است. اقتصاد و هوای شهر، چهره و نمای آن، خاک و فضایش، همه و همه به سودآوری زمین‌‌ها منحصر مانده است. ناپایداری درآمدهای شهر و نگاه فنی‌مهندسی‌ به شهر و درک نازلِ ما از محیط‌زیست شهری، همگی در کنار هم شهری ساخته‌اند که توسعۀ آن تنها با غلبۀ روزافزونِ آلودگی و ازمیان‌رفتن زیست‌پذیری۱ شهر و غلبۀ «فضاهای انتزاعی»۲ بر فضای اجتماعی معنا پیدا کرده است.

به تهران نگاه کنید. از تهران چه مانده است؟ از ولیعصر پرآوازه و شمیرانِ سبز و لطیفش چه مانده؟ شاید بگویید خاطره‌بازی بس است، تهران قجری دیری است که از میان ما رفته و ما در حال زندگی در کلان‌شهری از جنس دیگریم. معلوم است که باغ‌ها و خانه‌های کوتاه‌قامت با سقفِ شیروانی قدیمی، از پس نیازهای امروز ما برنمی‌آیند. اما وقتی از باغ و درخت و فضای سبز و آرزوی دوچرخه‌سواری و گردش در دل شهر حرف می‌زنیم، دقیقاً از چه حرف می‌زنیم؟ این سودای به‌ظاهر رمانتیک و کودکانه از چه چیزی خبر می‌دهد؟