شهرت

بایگانی‌ها فرهنگ‌نامه - شهرت

هیس ۱۷ شهریور ۱۳۹۴

هیس

*ف. ج.

یک روزهایی هم هست که استثنائاً صبح که می‌نشینید توی تاکسی تا بروید سر کار و زندگی‌تان، شبیه کتک‌خورده‌ها نیستید؛ خوش‌خلق‌اید؛ به اطرافیان لبخند می‌زنید؛ حتی هندزفری در گوش نمی‌گذارید تا صدای گویندۀ پرانرژی رادیو را بشنوید که «صبح‌ به‌خیر هم‌وطن» و توی دلتان نگویید صبح به‌خیر و درد! شیشه را هم می‌دهید پایین و فکر می‌کنید که چه عجب! امروز هوا آلوده نیست؛ می‌شود نفس کشید. خلاصه اینکه اوضاع به‌طرز مشکوکی خوب و عالی‌ست تا اینکه گوشی مرد بغل‌دستی‌تان زنگ می‌خورد: «آقا سلامٌ علیکم! من شرمندم… نه…! آقا شروع نکنید. من دارم می‌رسم. یه‌کم سرشونُ گرم کنید اومدم… هاهاها. نه آقا جسارت نکردم. شما ده دقیقه لفتش بدی من رسیدم دیگه! قربان شما، هاهاهاها یکی طلبت!»

 یکی عابری بود بی دست و پای

یکی عابری بود بی دست و پای

فرزانه جهان نما*

حتماً شنیده‌اید که «موتوا قبل ان تموتوا»؛ یعنی بمیرید قبل از اینکه بمیرید. تا دلتان بخواهد تفسیر و توضیح من باب این حدیث هست، که یا خوانده‌اید، یا بعدا می‌خوانید، یا میلی ندارید که بخوانید؛ حالا هرطور صلاح می‌دانید. اما این حدیث به طرز غیرقابل‌باوری اشاره دارد به وضعیت عابران پیاده در خیابان‌های ایران، خاصه در تهران. تعجب نکنید؛ الآن برایتان توضیح می‌دهم تا متوجه شوید.