شهرت

بایگانی‌ها سلسله زوال - شهرت

سلسله زوال ۲۸ آبان ۱۳۹۵

سحر مهرابی*
مهشاد شیخ الاسلامی*
عاطفه اسکندری*

افلم یسیروا فی‌الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او اذان سیمعون بها فانها لا تعمی الابصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور

آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا برای آنان دل‌هایی [بیدار و بینا] پیدا شود که با آنان بیندیشند یا گوش‌هایی که با آن [اندرزها] را بشنوند؟ حقیقت این است که «فقط» دیده‌ها «که ابزار عبرت است» بی‌بصیرت نمی‌شود قلوبی هم که در سینه‌هاست بی‌بصیرت می‌گردد.

سورۀ حج، آیـــــۀ ۴۶

وقتی فرحزاد با «ف»، تهران با چنار، شمال با دریا و جنوب با خلیج شناخته می‌شود، پس حتماً باید بتوان هر شهر مذهبی را هم با جاذبۀ اعتقادی‌اش شناخت. حرم یا هر عامل مذهبی دیگر مرکز توجه بسیاری از شهرهاست و شهر را با قاموس خود تعریف می‌کند. مناسبت‌های حاکم بر این شهرها بی‌تأثیر از عوامل دینی‌شان نیستند. در چنین شرایطی، همۀ امور، از جزئی‌ترین تغییرات در چهرۀ شهر گرفته تا طرح‌های توسعۀ شهری، باید گوشۀ نگاهی به وجاهت دینی آن‌ها داشته باشد و حتی عجیب نباید باشد که سیر انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها با حساسیت بیشتری از صافی اعتقادات عبور کند و در یک‌کلام هر آنچه در یک شهر، با غلبۀ فرهنگِ دینی و آیینی وجود دارد، باید به مرکز توجه آن تمکین کند.

شیراز به‌علت میزبانی از حرم شاهچراغ، بعد از مشهد و قم، سومین حرم اهل‌بیت در ایران نام‌گذاری شده است. با حضور حرم شاهچراغ در داخل بافت تاریخی این شهر، پیوند فرهنگ شیراز با عامل دینی آن پررنگ‌تر شده است و درحقیقت شهر، برآیند نیروهای دینی و فرهنگی آن است.

پیش‌تر شیراز با گذر کردن از گذرهای پیچ‌وخم‌دارِ بافت تاریخی، زائر را در محضر حرم حاضر می‌کرده است. در گذشته این شهر با ترکیبی از الگوی خیابان‌ها، عابران را در برابر شاهچراغ به ادب درمی‌آورده است. چنانکه سید محمد بهشتی عنوان می‌کند که «راه» تنها واسطه‌ای برای رسیدن به صاحب‌خانه نیست بلکه خود محلی است که درحقیقت بخش مهمی از آمادگی ملاقات در راه رخ می‌دهد و زائر به انحاء گوناگون در طول مسیر متذکر «رسیدن» بوده است.[۱]

«اما افت کیفیت و منزلت مکان موجب می‌شود حجابی بر روی ارزش‌های بافت تاریخی قرار گیرد که مانع از نمود آن ارزش‌ها باشد و سخن راندن از بافت تاریخی عمدتاً به مصیبت، ناهنجاری، ناامنی، نابه‌هنجاری و غیره معطوف می‌شود. برای همین بافت‌های تاریخی عملاً از بیان دلالت‌های فرهنگی خود ناتوان شده و به یک پهنۀ شهری پر معضل تبدیل می‌شوند تا جائیکه از نظر مدیران و متولیان و دلسوزان به‌مثابۀ یک عضو زخمی و عفونی از اندام شهر تلقی می‌شوند. معمولاً هم اولین راه‌حلی که به نظرشان می‌رسد این است که با یک جراحی آن معضل را پاک کنند و جای آن محیطی مرتب و پسندیده قرار دهند. پس بولدوزرها به کار می‌افتند و مهندسان دست‌به‌کار می‌شوند.»[۲]

دکتر معماریان، استاد دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت در مصاحبه با شهرت دربارۀ برخورد با بافت‌های تاریخی عنوان می‌کند: «در ایران متأسفانه دیگر هیچ بافت تاریخی‌ای انسجام ندارد. چون آن‌ها را تکه‌تکه کرده‌اند. در اروپا صد تا از این شهرها پیدا می‌کنید. شهرهایی که همان شکل قدیمی خودشان را حفظ کرده‌اند. مثلاً فرانسه سالی چهل میلیون بازدیدکننده دارد یا ایتالیا بیشتر. حتی آمریکا الآن صد برابر جلوتر از ماست.

در ایران این تخریب‌ها از دورۀ رضاخان شروع شد و در دورۀ محمدرضا‌شاه بیشتر شد. در بعضی شهرها خیلی شدت تخریب‌ها بیشتر بود. مثلاً در مشهد در دورۀ وَلیان، یک دایره دور حرم کشیده شد. ولی در دورۀ ما، در دورۀ جمهوری اسلامی که ادعا هم داریم نظاممان بر پایۀ فرهنگ است، بیشترین تخریب‌ها اتفاق افتاد؛ یعنی در دوره‌های قبل فقط خیابان‌ها و بدنه‌های آن‌ها را کشیده‌اند. اما الآن داخل بافت را نابود کردند. قبلاً اگر دو خیابان همدیگر را قطع می‌کردند و در بین آن خیابان‌ها بافتی قرار داشت که می‌شد کوچه‌ها و خانه‌های قدیمی را با هم دید، الآن دیگر داخل این بافت را هم نابود کردند.

دورۀ جمهوری اسلامی، بدترین دورۀ تخریب بافت‌های تاریخی کشور هست. بوشهر، بندرلنگه، بندرعباس و هرجایی را که بگویید، به اسم توسعۀ کاذب تخریب کرده‌اند تا جایش یا خیابان بسازند یا پاساژ. این معنایش این نیست که در این بافت‌ها مشکلی نداریم. اما بافت تاریخی مثل یک کتاب تاریخی است. کتاب تاریخی را بازسازی و مرمت می‌کنند، صفحه‌هایش را پاره نمی‌کنند بریزند دور. اما در بافت تاریخی پاره می‌کنند و تکه‌تکه می‌کنند و می‌ریزند دور!»

بنابراین شوق حفظ بافت‌های تاریخی، به‌خاطر ورود ارزش‌های جدیدی که از دهه‌های گذشته وارد کشور شد، کم‌کم از میان رفت. طرح‌های توسعه‌ که در نظام برنامه‌ریزی شهری ایران سابقۀ طولانی دارد، دیدگاه‌های مدرنیسم را به‌عنوان ارزش‌های مطرح در معماری و شهرسازی در مقیاس بزرگی وارد ایران کرد. این طرح‌ها هر بخش از شهر را که با تغییرات جمعیتی در ارتباط باشد، دربرخواهد گرفت و بافت تاریخی شیراز هم که از این قاعده مستثنا نبود، به‌واسطۀ سلسله‌ای از اقدامات توسعه‌‌مآبانه دربرگرفته شد.

اولین تخریب گسترده در شیراز در دهۀ شصت اتفاق افتاد. در این دهه در محلۀ بهایی‌های شیراز و در شمال مسجد نو، خیابان شهید دستغیب احداث شد که به‌دنبالِ این طرح، بافت و بسیاری از خانه‌های زیبای این محدوده تخریب شد.

دومین تخریب گستردۀ شیراز به اواسط دهۀ هفتاد و پروژۀ بین‌الحرمین مربوط می‌شود. در این طرح، هفت هکتار از بافت تاریخی به اسم اتصال حرم شاهچراغ به حرم سید علاءالدین حسین تخریب شد و جای آن را پاساژها گرفت.

مهندس آقارخ، مشاور مدیر اجرایی حرم شاهچراغ، بیان کرده است که: «با حضور مقام معظم رهبری و دیدنِ از نزدیکِ صحنه، ایشان شدیداً با این مسئله مخالفت کردند و امر به توقف طرح نمودند که از همان فردای آن روز استانداری موظف به متوقف کردن این طرح شد. بعد از سفر مقام معظم رهبری و زمانی که آب‌ها از آسیاب افتاد و ما خیالمان راحت شد که ساخت‌وساز متوقف شده، این‌ها (شهرداری) دوباره شبانه شروع به کار کردند و مصالح و… آوردند و ساخت‌وساز را ادامه ‌دادند.»[۳]

سومین تخریب گسترده، مربوط به پروژۀ طلافروشی «نیکان» است. با تخریب مدرسۀ خان شیراز که محل تدریس ملاصدرا بوده است، این پروژه شروع به کار کرد و برای اینکه توجیهی قابل‌قبول داشته باشد، برچسب معماری اسلامی‌ایرانی روی آن چسبانده شد!

تخریب بعدی در دولت قبلی و با حضور آقای محمود احمدی‌نژاد در شیراز اتفاق می‌افتد. در پی سفر استانی ایشان، اولین مقدمات پروژۀ طرح توسعۀ حرم شاهچراغ که از سال‌ها پیش در دست بررسی بوده است، اجرایی می‌شود. این طرح با احداث خیابان ۹دی شروع می‌شود که متولی آن ادارۀ مسکن و شهرسازی استان فارس بوده است. با اینکه پیش از اجرای این تخریب، به شهرداری شیراز پیشنهاد می‌شود که عملیات تخریب را بعد از تهیۀ مستندات از بافت شروع نماید، اما شهرداری با رد این پیشنهاد، تخریب‌ها را شروع می‌کند. این بافت با دارا بودن بیش از ۱۳۰ پلاک و دستِ کم چهار الی پنج واحدِ ثبت‌شده‌، در فهرست آثار میراث فرهنگی و بدون وجود منابعِ مستندسازی شده تخریب شد. آستان حرم شاهچراغ بعد از این اقدامات قصد می‌کند تا توسعۀ حرم شاهچراغ را به طور جدی‌تری پیگیری کند و از اینجا بود که عملیات عمرانی ۵۷ هکتار از بافت تاریخی شیراز به‌عنوان طرح توسعۀ حرم شاهچراغ آغاز گشت.

بنای طرح توسعه بر آن بود که مساحتی معادل ۵۷ هکتار از اطراف حرم حضرت احمد ابن موسی، بدون درنظرگرفتنِ بستر اطراف آن تخریب و به صحن حرم اضافه گردد و همۀ محدوده‌های اطراف صحن، به محدوده‌های تجاری تبدیل شوند. یعنی روندی که در آن ساکنان مجاور حرم ناگزیر به کوچ از مجاورت آن شده و صحنه را برای عرض‌اندام هتل‌ها و تجاری‌سازی‌ها مهیا می‌کنند. حتی به هنگامِ تصویب طرح تفصیلی شیراز هم مقرر شده بود تا مشاور طرح، با چشم‌پوشی از محدودۀ ۵۷ هکتاری، برای سایر بخش‌های شیراز مشغول به تهیۀ طرح شود. به عبارت بهتر طرحی برای بافت تاریخی شیراز، بدون درنظرگرفتن بافت تاریخی آن!

شورای شهر شیراز با پیش کشیدن بحث تجمع زنان و مردان معتاد در محدودۀ تاریخی شهر و با معرفی آن‌ها به اسم نقطۀ تهدیدی برای شیراز و نیز سلطۀ اتباع خارجی در این محدوده، درکنار سایر سازمان‌ها و نهادها، در جمع حامیان ادامۀ طرح توسعه قرار گرفت و چارۀ رهایی شیراز از تهدیدات پیش رو را در طرح توسعۀ حرم می‌دید. نتیجتاً به کمک ادارۀ اوقاف و امور خیریه خانه‌هایی که مشمول طرح شده بودند، خریداری و وقف شدند و ادعای خبرگزاری میراث فرهنگی مبنی بر خریداری تعدادی از خانه‌های فاقد ارزش تاریخی بدون رضایت مالکان آن‌ها، با پاسخ امام جمعۀ این شهر همراه شد: «اگر خانه‌ای خریداری می‌شود، باید طبق مراحل قانونی انجام گیرد. من در جزئیات مسائل ورود نکرده‌ام و اطلاعی در این رابطه ندارم. با این حال اگر از مالکی ملکی خریداری شود یک مرحلۀ قانونی دارد که باید طی شود.»[۴]

سلسله زوال

رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی، مهندس بهشتی در تعبیر خود از برخورد بولدوزری با بافت‌های تاریخی می‌گوید: «در اولین مواجهه با بافت تاریخی از جانب کسانی که عوام و ناتوان از تشخیص و حل معادلات چندین مجهولی هستند، معمولاً آن را به معادله‌ای کم مجهول تبدیل می‌کنند و با توسل به راه‌حل سادۀ تخریب و نوسازی صورت‌مسئله را پاک می‌کنند.

بهتر است بگویم این شیوه، یک شیوۀ ساده‌انگارانه است. کسانی که نمی‌توانند معادلۀ پیچیدۀ بافت تاریخی را حل‌وفصل کنند و یا کسانی که در پی به چنگ آوردن منافع سهل‌الوصول هستند، به این راه‌حل ساده اکتفا می‌کنند و صورت‌مسئله را پاک می‌کنند و صورت‌مسئله‌ای ساده جانشین آن می‌کنند.»[۵]

متعاقباً شورای‌عالی، به‌عنوان عالی‌ترین مرجع نظارت بر طرح‌های شهری با تعریف سازوکاری جدید، مصوبۀ طرح توسعۀ حرم حضرت احمد ابن موسی را در آبان‌ماه ۹۳ لغو کرد و ضمن تأکید بر عدم هرگونه مداخله در اراضی پیرامونی حرم، مقرر شد ضوابط و مقررات محدودۀ طرح توسعه در قالب طرح تفصیلی بافت تاریخی شهر شیراز تعیین شود.[۶]

این اقدام با اینکه واکنش‌های مثبت دانشگاهیان را به همراه داشت، اما اعضای شورای شهر شیراز با نوشتن نامه‌ای سرگشاده برای وزیر راه‌و‌شهرسازی این اقدام وزارت‌خانه را عجولانه خواندند و عنوان کردند که شورای‌عالی بیش‌ازاندازه به جزئیات طرح ورود پیدا کرده است.[۷]

درنهایت باوجود تذکر این وزارتخانه، روند تخریب‌ها ادامه پیدا کرد. شورای‌عالی معتقد است که نیرویی که در شیراز تخریب‌ها را پیش می‌برد، بیشتر از نیروی شورایعالی است. به عبارت بهتر در شرایطی که شورای‌عالی می‌خواهد به وظایف قانونی خود عمل کند و در چارچوب قانون اقدامات خود را پیش برد، در شیراز تخریب‌ها به شکل فراقانونی پیش می‌روند. در این مقطع زمانی وزارت مسکن و شهرسازی عنوان می‌کند که دیگر حریف برخی مقامات و مسئولین شهر نبوده و از خودِ معترضان طرح می‌خواهد که اعتراض‌های خود را پیش ببرند و جلوی اقدامات مجریان طرح را بگیرند. در این راستا دکتر معماریان می‌گوید: «از نیروهای مردم‌نهادِ انجمن معماران جوان آمدند و جلوی بولدوزرها خوابیدند بااینکه تهدید هم شدند و مورد ضرب‌و‌شتم هم قرار گرفتند اما متأسفانه هم‌زمان با دعوت از حضور این انجمن برای شرکت در مراسم روز میراث‌فرهنگی که به تهران دعوت‌شده بودند، تخریب‌ها در شیراز ادامه پیدا کرد.»

در بیان عوامل اصلی ناکامی میراث فرهنگی در جلوگیری از اقدامات بولدوزری شیراز، دکتر معماریان، استاد دانشگاه علم‌وصنعت علاوه بر کمبود نیرو و بودجۀ ناکافی در این سازمان، عنوان کرد: «میراث بعد از هر تخریبی یک شکایت کرده است. در سایت میراث، هزاران مطلب اعتراض‌آمیز ثبت‌شده است اما به کجا رسیده‌اند؟ با نیروهای میراث هم مقابله شده بود. با آن‌ها هم برخورد فیزیکی کرده بودند. وقتی محله را به‌صورت امنیتی می‌بندند و اجازه نمی‌دهند از دویست‌متری حتی عکس بگیرید، کسی چه‌کاری می‌تواند بکند؟»

سید محمد بهشتی، معتقد است که میراث‌فرهنگی تنها جایگاه حاکمیتی و نظارتی دارد و وظیفۀ اجرایی در بافت‌های تاریخی بر عهدۀ شهرداری‌ها و ادارات مرتبط با وزارت راه‌وشهرسازی است. همچنین وی می‌گوید که به علت محدودیت‌های موجود در قوانین مربوط به سازمان میراث فرهنگی، اینکه این سازمان بتواند سایر دستگاه‌ها را متوجه جایگاه حاکمیتی خود کند، امر ساده‌ای نیست.[۸]

از دیگرسو نباید در پیگیری علل اتفاقات حادث‌شده در اطراف حرم شاهچراغ، نقش مشهد به‌عنوان اصلی‌ترین الگوی شیراز را نادیده گرفت. مشهد خود از ساخت‌وسازهای مکه، مدینه و دُبی الگوگیری می‌کند. امروز مشهد در حالی به استقبال نسل آینده می‌رود که پیش‌بینی می‌شود هجوم تخریب‌ها و تجاری‌سازی‌های اطراف حرم و عدم حضور ساکنان بومیِ مجاور حرم، امنیت کانون دینی شهر را با خطر مواجه خواهد کرد.

در تیرماه سال گذشته شورای‌عالی، مرجع تصویب طرح‌های شهری، برای بار آخر تذکرات لازم را به مسئولینِ امر ابلاغ می‌نماید. اما پروندۀ طرح توسعۀ حرم شاهچراغ در حالی باز است که خبر از واحدهای تخریبی پروژه، هرروز می‌تواند شبکه‌های اجتماعی را پر کند. این طرح مشابه آنچه در مشهد در حال وقوع است، در آینده احتمالاً به‌جای آنکه حامی عنصر دینی شیراز باشد، چه‌بسا خود در لباس عاملی علیه آن قد علم کند. چراکه اگر قرار باشد ساخت‌وسازهای اطراف شاهچراغ و واحد‌های تجاری، هرکدام با سیما و سبک خاص خود در کنار حرم جلوه‌نمایی کنند، رفته‌رفته شهر چهرۀ تجاری به خود خواهد گرفت. با از بین رفتن انسجام بافت تاریخی شیراز، به بهای اجرای این طرحِ چندده‌هکتاری، دیگر نباید انتظار داشت که آن رابطۀ مؤدبانه‌ی بین زائر و حرم پابرجا باشد. طی طریقی لازم نیست که به شاهچراغ برسیم و راه دیگر محل آمادگی ملاقات و زیارت نخواهد بود.

اما دکتر معماریان معتقد است که هنوز می‌توان جراحی‌های وسیعی که در شیراز در حال رخداد است را تعدیل کرد. وی می‌گوید: «چرا آقای وزیر در یک مصاحبه، به‌صورت شفاف مخالفت خود با این طرح را اعلام نمی‌کند؟ چرا منِ معماریان می‌توانم مخالفتم را اعلام کنم اما آقای وزیر نمی‌تواند؟ استاندار چرا مخالفتشان را اعلام نمی‌کند؟»

اوضاع شیراز می‌توانست بهتر از این تصویر شود. با خودمان روراست باشیم! بساط سوداگری‌هایمان به بهای گزافی بر شهرمان تحمیل شده است. ازنظر مهندس بهشتی «این نگاه سوداگرانه فقط در میان سرمایه‌گذاران وجود ندارد! بلکه مدیریت شهری نیز به‌زودی متقاعد می‌شود که در بافت تاریخی همه‌چیز از قبل فراهم هست و بنابراین در این بافت‌ها زودتر از پهنه‌های حاشیه‌ایِ شهر می‌توانند به اهداف خود دست یابند.»[۹]

و کلام آخر این‌که توسعه، نه به شهر، نه به بافت، نه به حرم و نه به هیچ‌چیز دیگری بسنده نمی‌کند. طرح‌های توسعه همیشه پای نیروهای قدرتمند یک شهر را به میانۀ میدان می‌آورد. میدانی که در آن «قدرت» تعیین‌کنندۀ مرزهای توسعۀ هر طرحی است. توسعه به پشت‌گرمی قدرت و قدرت به پشت‌گرمی توسعه، گاه تا آنجایی پیش می‌روند که شهر، مردم و حتی حرم، جوهرشان را پس می‌دهند به برگه‌های پرونده‌ای که هرکدام متر‌مربعی خروارها میلیارد تومان خرج روی دست شهر می‌گذارند و درنهایت هم جسم بی‌جان و مصیبت‌زدۀ شهرهایمان را تحویل تاریخ می‌دهند.

[۱] مقدمه‌ای بر کتاب عکس‌های آقای محمد خوشرو با نام «بر آستان رضا»

[۲] فصلنامۀ چیدمان «بافت تاریخی یا پهنۀ تاریخی»، شمارۀ ۱۰، سال چهارم، تابستان ۱۳۹۴

[۳] وب‌سایت شیرازه، کد خبر: ۱۳۶۵۰، تاریخ انتشار ۱۳۹۰

[۴] گفتگوی آیت‌الله اسدالله ایمانی امام جمعۀ شیراز با سایت خبرگزاری میراث فرهنگی، کدخبر: ۱۱۳۳۱۳، آبان ۱۳۹۳

[۵] «بافت تاریخی یا پهنۀ تاریخی»، فصلنامۀ چیدمان، شمارۀ۱۰، سال چهارم، تابستان ۱۳۹۴

[۶] مصوبۀ شماره ۳۰۰/۴۱۵۶۹ شورای‌عالی شهرسازی و معماری ایران

[۷] نامۀ سرگشادۀ اعضای شورای شهر شیراز به وزیر راه‌وشهرسازی، وب‌سایت خبری ایسنا، کد خبر ۹۳۰۸۱۷۰۷۵۴۲

[۸] «بافت تاریخی یا پهنۀ تاریخی»، فصلنامۀ چیدمان، شمارۀ ۱۰، سال چهارم، تابستان ۱۳۹۴

[۹] «بافت تاریخی یا پهنۀ تاریخی»، فصلنامۀ چیدمان، شمارۀ ۱۰، سال چهارم، تابستان ۱۳۹۴

*دانش آموخته ی کارشناسی شهرسازی دانشگاه تهران
*دانشجویان کارشناسی شهرسازی دانشگاه تهران