شهرت

بایگانی‌ها تبریز - شهرت

قدیمی‌ترها روایت می‌کنند:

جای خالی درختانمان سبز

در تاریخ، به‌کرّات نوشته شده که تهران سکونتگاهی بوده خوش آب‌وهوا، دارای باغ‌وبستان‌های فراوان. اصلاً می‌گویند علت اینکه شاه طهماسب صفوی شیفته و دلباختۀ تهران شد و آرام‌آرام این قریۀ کوچک تبدیل شد به پایتخت کشور و نهایتاً غول بی‌شاخ‌ودم امروزی، همان آب‌وهوای مطبوعش و باغ‌های زیبایش بوده است. باورش سخت است. این تصویر هم خیلی قدیمی‌تر از آن است که بشود کسی را پیدا کرد که شهادت بر واقعی‌بودن آن بدهد؛ اما لازم نیست این‌قدرها هم به عقب برانیم. تهرانِ سه‌چهار دهه پیش هم نشانه‌هایی از آن‌همه طراوت داشته و هنوز باغ‌وبستان در زندگی روزمرۀ ساکنانش حضور داشته است؛ نه فقط تهران که شهرهای دیگر هم! به سراغ آنانی رفته‌ایم که گذشتۀ شهرهایمان را با چنین تصاویری به خاطر می‌آورند و تاریخ را از زبان تجارب خُرد آنان شنیده‌ایم:

بمب خنثا شده در بازار تبریز

بازار تبریز - شهرت

ماجرای مرمت بازار تبریز

محمد عطا خسروشاهلی*، گلاره مرادی*، سحر مهرابی*

شاید همۀ ما در میان دارایی‌هایمان چیزهایی داشته باشیم که بتوانیم صفت «ارزشمند» را به آن‌ها اطلاق کنیم. چیزی شبیه به فرش. تازه همۀ فرش‌ها هم نه. مثلاً فرش ماشینی را ارزشمند نمی‌دانیم و حتی در بین دستباف‌ها هم تفاوت قائلیم؛ یعنی این یکی نه و آن یکی آری.

بسیاری تبریز را به فرشش می‌شناسند. به گره‌هایی که پشت‌هم روی گبه و گلیم و تابلوفرشش می‌خورد؛ اما زیر پوست تبریز، درست در میان تار و پود قدیمی شهر، کسبۀ بازار سال‌هاست که نقشی آهسته و پیوسته بر تن بازار می‌زنند. دارشان را محکم به چهارستون آن بسته‌اند و فرش بازار را از نو رج می‌زنند؛ کاری که ما به آن «مرمت» می‌گوییم. جریانی چندین‌وچندساله برپا کرده‌اند. باحوصله کار می‌کنند و عجله‌ای ندارند. فرایند جان‌کاه مرمتِ فضای ۲۷هکتاری بازار را بیست سال است که به‌جان خریده‌اند. انگار که بازار برایشان حکم همان فرشی را دارد که حاضر نیستند رنجِ طولانی‌شدن بافتش را به سرعتِ کار ماشین بدهند؛ چراکه اساساً «سرعت» برایشان مطرح نیست و بازار را ارزشمندتر از آن دیده‌اند که سروته کارش را به‌هم بدوزند. انگار که ارزش را تنها در این دیده‌اند که حجره به حجره، گره به گره، فرشِ بازارشان را ببافند.

ارزش کار مرمت بازار، به‌واقع، دست‌کمی از هیچ‌یک از طرح‌های ناب و زیبای فرش‌های تبریز ندارد. کسبه حوصله می‌کنند و بازار مرمت می‌شود؛ حجره‌ها احیا می‌شوند و حجره‌دارها همراهی می‌کنند و این روند همچنان ادامه دارد.