شهرت

بایگانی‌ها بی‌آر‌تی - شهرت

بهنام نوذری *

ماشین آدم که خراب می‌شود، فرصت کشف‌وشهود و از آن مهم‌تر فرصت تجدید خاطره‌های دوران پیاده‌بودن، اوضاع را تحمل‌پذیر می‌کند. از پشت دکۀ ضلع جنوبی پارک‌وی وارد ایستگاه می‌شوم و بعد از عبور از صورت بی‌لبخند مأمورِ زل‌زدن به چراغ سبزِ روی دستگاه، می‌روم و در ایستگاه خلوت می‌ایستم. اتوبوس که می‌رسد، با کلی محاسبه که ساعت یازده صبح، آفتاب از کدام سمت داخل پنجره می‌آید، تصمیم می‌گیرم وارد قسمت مردانه که بشوم، بروم سمت چپ و بنشینم روی صندلیِ دست چپ کنار پنجره. می‌نشینم. کولۀ سنگینم را روی پایم می‌گذارم و گوشی و کیف پولم را محض احتیاط چک می‌کنم. به خودم یادآوری می‌کنم که سر جمهوری باید بیشتر هم حواسم باشد. از جیبم یک خودکار درمی‌آورم. چشم از ساختمان باشگاه خبرنگاران برمی‌دارم و خیره می‌شوم به ساعدم. سعی می‌کنم رگ‌هایم را پیدا کنم. با خودکار رویشان می‌کشم و پررنگشان می‌کنم.