شهرت

بایگانی‌ها باران اسیدی - شهرت

پایتخت بی چهرگان
شهریار دادگر *

نانواییِ خلوتی در میانۀ یک راه روستایی پر از درخت. ساعات اولیۀ صبح است و صدای نوایی گیلکی از رادیوی کهنۀ نانوایی به گوش می‌رسد. تنها مشتری نانوایی پیرمردی تنهاست که به دوردست‌ها خیره شده و غرق در افکار خودش است. این اولین تصویری است که در «احتمال باران اسیدی» با آن مواجه می‌شویم: تصویری آرام از زندگی در یک شهر کوچک شمالی.