شهرت

وعده دیدار: 30 تیر، موزه مقدم؛ به صرف آب زرشک - پرسه - شهر و سرعت

وعده دیدار: ۳۰ تیر، موزه مقدم، به صرف آب زرشک ۱۵ تیر ۱۳۹۴

IMG_7631

سارا امامی*

از خیابان جمهوری وارد خیابان «سی تیر» شوید. کمی پایین که بیایید، رستوران کوچکی می‌بینید که یک‌ تخته‌گچی جلویش گذاشته‌اند و جلوی در ورودی‌اش رشته‌های چوبی آویزان کرده‌اند. شاید در نگاه اول، چنگی به دلتان نزند؛ اما بعد از یک بار امتحان‌کردن حتماً مشتری آنجا می‌شوید. قطعاً با شکم سیر بهتر می‌توانید از جاهایی که انتظارتان را می‌کشند، لذت ببرید. مقصد بعدی، موزه و «خانۀ مقدم» است که حاصل یک‌عمر تلاش محسن مقدم و همسرش سلما، در جمع‌آوری اشیای تاریخی و هنری در خانۀ پدری‌ِ مقدم است. در آخر هم عمارت را به‌همراه تمامی آثارش وقف دانشگاه تهران کردند.

برای رسیدن به «خانۀ مقدم»، می‌توانید از دو مسیر زیر استفاده کنید:

مسیر پیشنهادی اول، از میدان حسن‌آباد شروع می‌شود. اگر بخواهید تمام دیدنی‌های سی تیر را ببینید، بی‌شک یک روز کافی نیست. پس پایین بیایید و روز دیگری را برایش در نظر بگیرید. به خیابان امام‌خمینی که رسیدید، کمی جلوتر میدانی را می‌بینید که شبیه میدان‌های دیگر نیست. شکلش را شاید در مکان‌های تاریخی و موزه‌ها دیده باشید. «میدان حسن‌آباد» با کفی سنگ‌فرش‌شده که دلتان می‌خواهد برای یک بار هم که شده، روی آن رانندگی کنید. اگر در میدان چرخی بزنید، ساختمان شیشه‌ایِ بانکی را می‌بینید که انگار آن را به‌زور در میدان چپانده‌اند و بعد تلاش کرده‌اند به روی خود نیاورند که اصلاً اتفاقی افتاده ‌است. همین‌طور که در میدان قدم می‌زنید، مغازه‌های ابزار‌فروشی را که پشت سر بگذارید، در ضلع شمال غربی، کارگرهای نقاش را مشاهده خواهید کرد که در انتظار کار، کنار خیابان نشسته‌اند. در طرف دیگر میدان هم تعدادی مغازۀ کاموا‌فروشی کنار هم چیده ‌شده‌اند و شاید تنها گوشۀ میدان باشد که به‌لطف ویترین‌هایی پر از کامواهای رنگی و با حضور خانم‌ها، از ایستادن در آنجا خیالتان راحت است. خیابان امام‌خمینی را که پیش بروید، ساختمانی را می‌بینید که شاید تابه‌حال ساختمانی به‌زشتی آن ندیده باشید. ولی شاید هم سازنده‌اش را به‌خاطر سلیقه به‌خرج‌دادنش در انتخاب رنگ آبی آسمانی برای دیواره‌های ساختمان و آبی پررنگ برای قاب پنجره‌ها، تحسین کنید. سر‌و‌صدا و شلوغی به‌قدری است که تقریباً صدای همراهانتان را نمی‌شنوید. جلوتر که بروید، بالاخره به موزۀ مقدم می‌رسید.

پیشنهاد دیگر این است که خیابان جمهوری را پیش بروید و از خیابان حافظ هم عبور کنید. از جلوی ساختمان علاءالدین که می‌گذرید، بهتر است گوش‌هایتان را بگیرید تا از صدای عبور و مرور ماشین‌ها و موتورسوارها سرسام نگیرید. برای احتیاط بیشتر، چشمانتان را هم ببندید که دلتان آب‌زرشک‌ نخواهد؛ چراکه در این گرمای نفس‌گیر، هر بیست قدمی که برمی‌دارید، یک چرخ‌دستی حاوی آب‌زرشک و مخلفات به شما چشمک می‌زند. به خیابان شیخ‌هادی که رسیدید داخل شوید. صدا و شلوغی یک‌باره کم می‌شود: خیابانی آرام، با حال و هوای محله‌های قدیمی و خاطره‌انگیز. آرامگاه شیخ‌هادی را در مسیرتان می‌بینید که از زمان قاجار بنا شده است. وارد خیابان امام‌خمینی می‌شوید. به‌سمت غرب می‌روید و به موزۀ مقدم می‌رسید.

با اولین قدم که درون موزه می‌گذارید، صدای ماشین‌ها و بوقشان قطع می‌شود. انگار که اصلاً صدایی نبوده ‌است. همۀ آن هیاهو جای خودش را به صدای آب و فوارۀ حوض می‌دهد. مسحور زیبایی‌اش می‌شوید. نمی‌دانید به حیاط سرسبز و بنایش نگاه کنید یا به کاشی‌های زیر پایتان که هر چند قدم، با رنگ‌های جذابی تغییر می‌کنند. داخل عمارت را که دیدید، چند دقیقه‌ای را هم روی صندلی‌های کنار استخر بنشینید و خستگی درکنید که بسیار به دلتان می‌چسبد. در آخر هم قبل از بیرون‌رفتن از میان درهای ورودی به خیابان نگاه کنید. ماشین‌ها و آدم‌ها می‌گذرند و شما در این فکر هستید که چطور عبور‌کردن از یک در می‌تواند این‌چنین آدم را از دنیا و روزمرگی‌ها بِکَند و در رؤیا رها کند.

* دانشجوی کارشناسی شهرسازی دانشگاه تهران

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.