شهرت

اتوبوسی به سمت بریانک - شهرت

اتوبوسی به سمت بریانک ۲ شهریور ۱۳۹۴

بریانک

سحر بهنام*

بهار برایم هفت‌چنار را به یاد می‌آورد…. و بریانک را. همین روزهاست که باز هوایی شوم، بروم میدان انقلاب و خودم را بسپارم به اتوبوس‌هایی که گذارشان از خیابان قزوین است.

تصور نمی‌کردیم در پسِ تعمیرگاه‌ها و فضای خیابان قزوین، بهشتی نهفته باشد. هنوز نرسیده بودیم که امامزاده سلاممان کرد و درخت‌ها خودنمایی کردند. ما پیشتر رفتیم، جواب سلام دادیم و کوچه‌های تنگ را پیمودیم و به بهشت‌ پنهان رسیدیم.

درختان، پنهان و آشکارا، حضور خود را در زندگی مردمانِ بریانک ماندگار کرده بودند؛گاه در تنگنای کوچه‌ها و گاه متحدانه در گستره‌هایی وسیع…

مهیب- صدای هواپیمای مهرآباد بود که حواس ما را جذب خودش کرد، دقیقه‌ای خیره شدیم به آسمان و گوش به صدا دادیم… و مسیرمان را ادامه ‌دادیم. هر چند قدم، پارکی بود. می‌گفتند هرکدام استفاده‌ی به خصوصی دارد، یکی منحصراً برای تجمع خانم‌های محله بود و پارکی دیگر در همان نزدیکی‌، پاتوق معتادان محله!

دوباره و چندباره صدای هواپیماها به گوشمان می‌رسید، انگار که این صدا عضوِ همیشه حاضرِ زندگی یک بریانکی باشد. پیمودن کوچه‌ها و خیابان‌ها را ادامه دادیم، نگاه‌هایی، ما (غریبه‌های جدید) را در این محله می‌پایید. انگار که حواسشان بود دست از پا خطا نکنیم. به خیابان کمیل که رسیدیم و چند قدمی که پیش رفتیم، کوچه‌ی بهار آغوش خود را برایمان گشود. قدم گذاشتیم و نفس کشیدیم… بهار همان‌جا بود.

به نزدیکی موزه‌ی حیات وحش رسیدیم. تاریخ، آنجا را خوب به یاد می‌آورد. زمانی به اسم کارخانه‌ی برق بنایش کرده بودند و در زمانی دورتر به کارگاه بافندگی جوراب بدل شده بود و در متأخرترین روزگارش، فضای تاکسیدرمی حیوانات و پرندگان شده بود. جای دنجی بود برای سلام و علیک کردن با پرندگان و نشستن پای حرف‌های چنارها.
.
.
حالا زمان گذشته و خوب می‌دانیم که حتی «بریونی»هایی که آن موقع گیرمان نیامد- همان موقع که فلافل هفت چنار به دادمان رسید- نمی‌تواند جواب‌گوی دل تنگمان باشد مگر این که روزی دوباره در کوچه پس کوچه‌هایش قدم بزنیم و بهار را نفس بکشیم.

شکر خدا که خستگی رفع شد، کمی به سمت جنوب و سپس به سمت شرق، خیابان بریانک را طی کردیم و به نواب رسیدیم. از پل عابرِ پیاده‌ گذشتیم و از صدای هواپیماها دور شدیم. به جدایی بریانک غرب و شرق، به چراهایی که جوابشان را نمی‌دانستیم و به غربت تاریخ نگریستیم و با بریانک هفت چنار خداحافظی کردیم.

*دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی منطقه‌ای دانشگاه تربیت مدرس

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.