شهرت

موزه‌های محیطی

موزه‌های زنده ۲ آذر ۱۳۹۴

 درباب رسانه‌ای جدید برای طبیعت: موزه‌های محیطی

موزه‌های محیطی

فیروزه ثقفی*

کلمۀ موزه معمولاً گذشته را به ذهن متبادر می‌کند: فضایی بسته و کم‌وبیش کوچک که اشیائی را پشت ویترین‌ها یا روی پایه‌هایی به نمایش می‌گذارد. بااین‌همه، موزه بر حوزۀ گسترده‌ای دلالت دارد و گونه‌های متعددی را شامل می‌شود: هنر، علوم‌طبیعی، تاریخ، محیطی و موزه‌های فضای باز. در این نوشته، می‌خواهم نگاهی بیندازم به موزه‌های محیطی ۱؛ موزه‌هایی که مشارکت مردم در آن‌ها ابعادی ورای مشارکت در سایر موزه‌ها دارد.

ابداع موزه‌های محیطی را مدیونِ تلاش‌های دو نفریم: ژرژ هانری ریویِر۲، موزه‌شناس فرانسوی متولد ۱۸۹۷ و گروهی که دور او گِرد آمده بودند و هوگ دووارین۳، باستان‌شناس و مورخ و موزه‌شناس فرانسوی متولد ۱۹۳۵٫ انگارۀ بنیادینِ تأسیسِ موزه‌های محیطی به‌نمایش‌گذاشتن و تبیین انسان در محیط اوست؛ خواه محیط طبیعی یا صنعتی یا شهری.

موزۀ محیطی بر محور هویتِ مکان شکل می‌گیرد، عمدتاً بر پایۀ مشارکت محلی استوار بوده و هدفش بهبود زندگی و توسعۀ همین جماعت‌های محلی است. پیشوند «اکو» ناظر بر واژۀ اکولوژی یعنی محیط زیست است؛ اما دربارۀ موزه‌های محیطی، به درکِ کلی میراث فرهنگی، اعم از مادی و معنوی، اشاره دارد. این درک در تقابل با آن دقتی است که صرف اشیاء موجود در موزه‌های سنتی می‌شود. موزه‌های محیطی معمولاً موزه‌های غیرمتمرکزی هستند که در مکان‌های یک خِطّه پراکنده شده‌اند یا رشته‌نهادهایی در همسایگی یکدیگر هستند که به شکل شبکه‌ای در ارتباط با یکدیگر قرار دارند.

ریویِر، موزه‌های محیطی را «آینه‌ای می‌داند که جماعتی در آن می‌نگرند تا خود را از این طریق بازشناسند. همچنین به تعلق‌خاطر خود به خِطّه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، پی ببرند و پیوندهای خود را با جماعت‌هایی که پیش از این در همان‌جا زندگی می‌کردند، بیابند. این‌همه در تداوم یا در گسست‌های تاریخی مؤثر است».۴

 

شاخصه‌های موزه‌های محیطی

باید منتظر سال ۱۹۷۱ میلادی و نهمین کنفرانس «شورای بین‌المللی موزه‌ها»۵ می‌ماندیم تا این نهاد، مفهومِ موزه‌های محیطی را بپذیرد. مفهومی که تا یک دهه پس از آن دستخوش تغییراتی شد و امروزه می‌توان برای آن شاخصه‌هایی را برشمرد. شاخصه‌های بسیارمهم آن عبارت‌اند۶ از:

ـ این موزه‌ها همواره به خِطّه‌ای کم‌وبیش گسترده وابسته‌اند؛

ـ آن‌ها معمولاً در چارچوبِ پارک منطقه‌ای و در ارتباط با برنامه‌های آمایش سرزمینی تأسیس می‌شوند؛

ـ این موزه‌ها معمولاً در منطقه‌هایی تأسیس می‌شوند که در بحران‌های حاصل از تغییر تولیدات منطقه‌ای به سر می‌برند. همچنین حول محورِ فعالیت‌های تولیدی در حال انقراض  شکل می‌گیرند؛

ـ فعالیت آن‌ها منوط‌به مشارکت فعال ساکنان منطقه است. از این منظر، جزئی از برنامه‌های بازآراییِ منطقه در زمینۀ اجتماعی و حتی اقتصادی هستند؛

ـ این فعالیت‌ها به‌اجبارِ زمان و مکان، هر دو را پوشش می‌دهند و به این معنا هم تاریخ و هم جغرافیا را شامل می‌شوند و هم چشم‌اندازهای هم‌زمان و در زمان را مدّ نظر دارند.

 از منظرِ برنامه‌هایی که به موضوع محیط‌زیست و حفاظت از آن می‌پردازند و همچنین از منظر برنامه‌هایی که ناظر بر توسعۀ پایدار هستند، موزه‌های محیطی فضای تأثیرگذاری به شمار می‌آیند؛ چراکه بیانی از انسان و طبیعت هستند. در این موزه‌ها، انسان در محیط طبیعیِ اطرافش معنایابی می‌شود. طبیعت نیز در شکل بدوی و در شکل‌هایی که جوامع سنتی و جوامع صنعتی در سازگاری با خود به آن بخشیدند، محل توجه قرار می‌گیرد.۷

 

فعالیت‌ها و سامان‌دهی موزه‌های محیطی

ارتباط تنگاتنگِ این موزه‌ها با طبیعت و محیط اطراف، ما را بر آن می‌دارد که دربارۀ سامان‌دهیِ برنامه‌های بازدید، توضیح کوتاهی بدهیم. سامان‌دهی برنامه‌های بازدید یعنی چه امکاناتی در اختیار بازدیدکنندگان قرار گیرد و چه برنامه‌هایی در حین بازدید تدارک داده شود تا بازدیدکنندگان به بهترین نحو، از مهم‌ترین حوزه‌هایی که موزه پوشش می‌دهد، مطلع شوند.

اولین قدم برای اطلاع‌رسانی و کشفِ یک موزۀ طبیعی، وجود باجه‌های اطلاع‌رسانی است. افرادِ حاضر در این باجه‌ها بازدیدکنندگان را در کشف طبیعت همراهی کرده و کارکرد ماکت‌هایی را که در فضاهای مختلف نصب شده‌اند، برای آن‌ها توضیح می‌دهند. همچنین همین افراد هستند که در مقام تسهیل‌گر، کارگاه‌هایی دربارۀ کشفِ میراث معنویِ منطقه یا پدیده‌های بیولوژیک همچون وجود گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری هدایت می‌کنند.

در موزه‌های محیطی‌ِ که پیوند گسترده‌تری با توسعۀ پایدار دارند، کارگاه‌های مختلفی برگزار می‌شود، مانند: کِشتِ گونه‌های هماهنگ نباتی، چرخه‌های کِشت، استفاده از ابزارآلات حافظ محیط‌زیست و ساختِ این ابزارها. روشن است که یکی از اهداف بسیارمهم این کارگاه‌ها، ایجاد حساسیت به اهمیت طبیعت و محیط زیست در بازدیدکنندگان است. معمولاً افراد محلی این کارگاه‌ها را هدایت می‌کنند و درواقع از این طریق، دانش علمی و عملیِ خود را با بازدیدکنندگان به اشتراک می‌گذارند.

برای افزایش تعداد بازدیدکنندگان و ارتقای سطح مشارکت و گسترده‌ترکردن انواع بازدیدکنندگان، موزه‌های محیطی اغلب با نهادهای دیگری همچون سازمان‌های مردم‌نهاد یا انجمن‌های اولیاومربیان و همچنین نهادهای دولتیِ محلی و استانی همکاری می‌کنند. همچنین از مناسبت‌های تقویمی مانند جشن‌های ملی و محلی و روزهایی استفاده می‌کنند که به حفاظت از طبیعت و محیط‌زیست اختصاص یافته‌اند.

 

چشم‌اندازِ موزه‌های محیطی

امروزه بسیاری از موزه‌های طبیعی با بحران مالی مواجه هستند. البته اصول بنیانیِ آن‌ها نیز موضوع نقد و بررسی مجدد است. همواره مباحثی جدی در زمینۀ چگونگیِ تغییر نقش و اهدافِ موزه‌های محیطی همواره در جریان است و متولیان این موزه‌ها تلاش می‌کنند که از این طریق بقای آن‌ها را تضمین کنند. گاه و به‌اجبار، این تغییرها شکل ریشه‌ای می‌یابد و موزه‌ها برای بقای خود می‌پذیرند که به شیوۀ بخش خصوصی، مدیریت شوند. گاه نیز در چارچوب پارک‌های تفریحی بقا می‌یابند.

موزه‌های محیطی | موزه‌های زنده | نشریه شهرت | درباره شهر | شماره چهارم

*دانشجوی مدیریت نهادهای فرهنگی، تخصص در موزه‌شناسی دانشگاه سوربن نوول فرانسه ۳

۱ – écomusée اِکوموزه

۲- Georges Henri Rivière (1897-1985)

۳ – Hugues de Varine (1935-)

۴ – F. MAIRESSE, Concepts clés de muséologie, dirigé avec André Desvallées, Paris, 2010, ICOM.

۵ – ICOM

۶ – A., GOB et N. DROUGUET,  La Muséologie : Histoire, Développements, enjeux actuels, Editions Armand Colin, Troisième Edition, Paris 2012.

۷ – برگرفته از تعریف ژرژ هانری ریویِر از موزۀ محیطی

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.