شهرت

مردم وارد گود شوند - شهرت

مردم وارد گود شوند ۲۹ آبان ۱۳۹۴

Untitled

میلاد شاهی اردکانی*

محمد درویش، نامی آشنا میان دوستداران محیط‌زیست است. ایشان تا قبل از این که به سِمت مدیرکلی در دفتر سازمان حفاظت محیط‌زیست برسند، از فعالان شناخته شده در این حوزه بوده‌اند. به همین خاطر در این شماره از پروندۀ نشریۀ شهرت به سراغ ایشان رفتیم و ساعتی را در دفترشان، در بوستان طبیعت پردیسان، به گفت‌وگو در خصوص برنامه ششم توسعه، لایحه جدید مدیریت شهری و فعالیت سمن‌های محیط‌زیست شهری، پرداختیم.

  • صحبت را از فصل محیط‌زیست برنامۀ ششم توسعه که در حال تدوین است، شروع کنیم. این بار خوشبختانه نقش سازمان‌های مردم‌نهاد فعال محیط‌زیست جدی گرفته شده و با ارائۀ پیشنویس لایحه به آن‌ها، نظراتشان پرسیده شده است. سؤال این است: نقش فعال این سمن‌ها در تدوین و اجرا یا نظارت فصل محیط‌زیست این برنامه تا کجا ادامه خواهد داشت؟

این سؤال خیلی مطرح می‌شود. نخست قرار بر این بود که یک جلسه در سی‌ام تیرماه برگزار شود تا ما بتوانیم نظر تمام سمن‌ها را در فصل محیط‌زیست بپرسیم. بعد این سؤال مطرح می‌شود که این‌ها آمدند و یک نظراتی هم دادند، چه ضمانت اجرایی وجود دارد که این نظرات اعمال شود؟ باید حتماً نمایندگانی از آن‌ها در کارگروهی حضور داشته باشند که وظیفۀ تدوین این برنامه را برعهده دارند. برای همین، در اجلاس شهر تبریز که در آخر مردادماه برگزار شد، تصمیم گرفتیم با برگزاری انتخابات، دو نماینده از سمن‌های مجموع سی‌ویک استان کشور انتخاب شوند تا در این شورا عضو شوند. بنابراین ما این نگرانی را برطرف کردیم؛ چرا که تمام نظرات سمن‌ها در اختیار این دو نماینده قرار می‌گیرند و آن‌ها نظرات را اعمال می‌کنند. ازطرفی چند گروه تلگرامی درست کرده‌اند که تصمیمات را در اختیار باقی سمن‌ها قرار می‌دهند و آن‌ها نیز نظارت دارند. این اتفاق برای اولین‌بار می‌افتد و سازمان حفاظت محیط‌زیست، اولین سازمانی است که انقدر مؤثر از نظرات مردم استفاده می‌کند.

  • آیا قرار است بعد از مرحلۀ تدوین، حضور فعال سمن‌ها ادامه داشته باشد؟

درواقع کار اصلی سمن‌ها پایشگری است. سمن‌ها می‌بایست بر مفاد برنامۀ چهارم و پنجم توسعه نظارت می‌کردند و می‌دیدند کدام‌‌یک از بندهایش بدون اجرا باقی مانده است؟ چرا اجرایی نشده است؟ مطالبۀ این‌ها، کار سمن‌هاست. چرا قانونی که تصویب شده و به تأیید مجلس، رئیس‌جمهور و مقام‌معظم رهبری رسیده و ابلاغ شده، عملاً بدون اجرا باقی مانده است؟ مثلاً قرار بود دولت در برنامۀ پنجم، پنج‌هزار مگابایت برق از طریق انرژی‌های نو تولید کند؛ اما یک مگابایت هم تولید نکرد. این‌ها دقیقاً وظایف سمن‌هاست. امیدواریم در برنامۀ ششم که خودشان هم در تدوینش مشارکت کرده‌اند، حساسیت و پیگیریشان بیشتر باشند.

  • برویم سراغ لایحۀ جدید مدیریت شهری که این روزها دوباره در حال بررسی است. نظر شما و سازمان حفاظت محیط‌زیست درخصوص این لایحه چیست؟

این لایحه نزدیک به بیست سال است که در دالان‌های مختلف دولت در جریان است و هرگز نتوانسته‌اند آن را به صحن بهارستان بیاورند. دستگاه‌های مختلف کشور مانند وزارت کشور، نیروی انتظامی، سازمان محیط‌زیست و سایر بخش‌های دولت باهم درگیرند.

در حال حاضر شاهد حرکت‌های امیدوار‌کننده‌ای هستیم؛ البته این حرکت‌ها زیاد نیستند و متأسفانه لاک‌پشتی‌اند. حدود هشت ماه است که پیش‌نویس این لایحه را وزارت کشور آماده کرده؛ اما هنوز لایحۀ نهایی برای ارائه به مجلس آماده نشده است.

  • پس با این تفاسیر، شما از موافقان این طرح هستید؟

بله، ما با آن موافقیم. بالاخره باید تکلیف مدیریت جامع و هماهنگ شهری را مشخص کنیم. در حال حاضر کسی نمی‌داند مسئول کجاست و هرکسی تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازد. الان شهرداری و نیروی انتظامی و سازمان محیط‌زیست با موضوع آلودگی هوا و ترافیک درگیرند؛ اما هیچ‌کس مسئولیتش را نمی‌پذیرد. خلاصه، باید از این بلبشو نجات پیدا کنیم.

در ضمن با اجرای این لایحه، برخی از طرح‌های مد نظر ما اجرایی می‌شود؛ مثلاً اینکه شهرداری‌ها موظف به حمایت از مدارس محیط‌زیستی هستند. یعنی شهرداری‌ها باید بودجۀ آن را تأمین کنند.

  • نگرانی برخی فعالان حوزۀ مدیریت شهری این است که دغدغۀ محیط‌زیست، جزو اولویت‌های شهرداری نیست. حوزه‌ای که در این سال‌ها زیاد توسط شهرداری‌ها به آن آسیب وارد شده. به همین خاطر با واگذاری اختیارات این سازمان به شهرداری‌ها، عملاً دیگر اثری از محیط‌زیست در شهرها نخواهیم داشت.

این لایحه، لایحه‌ای به غایت بزرگ و پیچیده است که درنهایت، بسته به اینکه چطور انسجام پیدا کند و اجرا شود، می‌تواند مؤثر یا همان‌قدر خطرساز باشد. برای همین هم هست که بیست سال است این‌طرف‌وآن‌طرف می‌شود. همۀ سازمان‌ها نگران‌اند که بخشی از اختیارات خود را از دست بدهند.

مشکل این است که در کشور ما کار گروهی جا نیفتاده و همه می‌خواهند خودشان حرف آخر را بزنند. همه‌جای دنیا این مسائل را حل کرده‌اند و موفق شده‌اند با کمترین میزانِ هدررفتِ انرژی، بیشترین بهره را در مدیریت شهری ببرند. همان‌طورکه اشاره کردم، بخشی از پیشنهادهای ما در قالب این برنامه، رنگ اجرایی می‌گیرد و این اتفاق مثبتی است.

  • اگر در کنار این اتفاقات مثبت، به خاطر کاهش قدرت نظارتی این سازمان در برابر شهرداری‌ها، اتفاقات منفی رخ بدهد، چه؟

طبیعتاً ما موافق کاهش اختیارات نظارتی خود نیستیم. البته مسئلۀ اصلی، اختیارات سازمان محیط‌زیست نیست. ما به دنبال این هستیم که شرایط زندگی ایرانیان در شهرها بهتر شود. اگر این اتفاق در نتیجۀ اجرای لایحه رخ دهد، سازمان موافق است و در غیر این صورت، سازمان هم مخالف است.

  • یکی از موضوعاتی که منتقدانِ طرح بیان می‌کنند، این است که دولت قصد دارد با اجرای این طرح، از وظایف حاکمیتی خود شانه خالی کند. اتفاقی که به نظر می‌رسد دولت به خاطر استیصال مالی به آن دست بزند. شما موافق این حرف نیستید؟

ببینید، در این لایحه اصلاً سمت مدیریت واحد شهری نرفته‌ایم؛ بلکه سمت مدیریت جامع شهری رفته‌ایم. این دو باهم فرق دارند. مدیریت جامع شهری یعنی حوزه‌های مختلف، باید بتوانند با همدیگر کار کنند؛ به نوعی مشارکت بخش‌های مختلف است. مثلاً در برخی شهرها مثل نیویورک، شهردار کلیددار شهر است؛ حتی فرمانده نیروی انتظامی را هم تغییر می‌دهد. همه‌چیز در اختیار و ید قدرت شهردار است. به این می‎‌گویند: «مدیریت واحد شهری». ولی این لایحه، چنین هدفی را دنبال نمی‌کند؛ برای همین هم اسمش لایحۀ جامع مدیریت شهری است.

درویش جان copy

  • برویم سراغ بحث سمن‌ها. به نظر شما چرا فعالیت سمن‌ها در حوزۀ محیط‌زیست شهری به‌مراتب کمتر از حوزه‌های دیگر مانند بحث آب، تالاب‌ها، جنگل‌ها و حیات‌وحش است؟ درحالی‌که محیط‌زیست شهری که مستقیماً با بیش از ۷۰درصد جمعیت کشور مواجه است، می‌تواند بیشتر محل توجه فعالان محیط‌زیستی قرار بگیرد.

وسعت کشور ما ۱۶۵ میلیون هکتار است. از این مقدار، ۱۴میلیون هکتار جنگل و ۸۵ میلیون هکتار مرتع و حدود ۴۰ میلیون هکتار هم بیابان است. بخشی از سرزمین ایران هم ارتفاع بالای ۲۰۰۰ متر دارد که عملاً سکونتگاه شهری نیست. خلاصۀ حرفم این است که کمتر از یک درصد سطح خاک ایران، سکونتگاه شهری است و اگر می‌خواهیم حال این یک درصد خوب باشد، اتفاقاً باید به آن ۹۹درصد دیگر بپردازیم.

چرا الان در تهران طوفان‌های گردوخاک اتفاق می‌افتد؟ قبلاً چنین پدیده‌ای را نداشتیم. چرا الان وقتی باران می‌آید، ماشین‌ها کثیف‌تر می‌شوند تا اینکه تمیزتر شوند؟ به خاطر اینکه ما حوزۀ آبخیز خررود و زنجان و قزوین را کامل از دست داده‌ایم. ما بر روی تمام رودخانه‌های سمت حوزۀ آبخیز دریاچۀ نمک، سد احداث کردیم. جاجرود، کرج، لتیان، ماملو، قم‌رود و قره‌سو دیگر به دریاچۀ نمک نمی‌رسد. ما یک چشمۀ تولید گردوخاک بزرگ تولید کردیم. سفره‌های آب زیرزمینی به شدت کاهش پیدا کرده‌اند. زمین نشست کرده است. نشست زمین در جنوب تهران، نود برابر شرایط بحرانی در دنیاست. این‌ها همه باعث می‌شود که زندگی ۱۲میلیون نفر جمعیت تهران با مخاطره روبه‌رو شود.

الان زندگی سه چهار میلیون نفر در تبریز و یک دو میلیون نفر در ارومیه، به خاطر بحران دریاچۀ ارومیه با مخاطره روبه‌روست. چرا اصفهان، دومین شهر مهم کشور ما، با بحران روبه‌رو شده است؟ به خاطر اینکه زاینده‌رود، تالاب گاوخونی، دشت سگزی، کلاه‌غازی و مورچه‌خورت همه از بین رفته‌اند، زمین نشست کرده و تبدیل به چشمه‌های تولید گردوخاک شده است.

چرا شیراز با بحران افزایش دمای شب و روز روبه‌روست؟ به خاطر اینکه مهارلو، بختگان، تَشک، کمجان، ارژن، پریشان و کافتر را از دست داده است. همۀ حرف ما این است که باید جامعیت محیط‌زیست را باهم ببینیم. همان‌طورکه می‌گوییم شهر ما خانۀ ماست، یعنی اگر می‌خواهی خانۀ سزاواری داشته باشی، باید به شهرت برسی. همین‌طور اگر می‌خواهی شهر سزاواری داشته باشی، باید به سرزمینت برسی. در مقیاس کلان‌تر، اگر می‌خواهی به سرزمینت برسی، باید به کرۀ زمین برسی.

نگاه کنید که الان در اروپا چه اتفاقی افتاده است. سال‌هاست که اروپایی‌ها به توسعۀ شاخص‌های انسانی خودشان پرداخته‌اند. سال‌ها تلاش کرده‌اند باکیفیت‌ترین لوازم را برای مردمشان تهیه کرده و امنیت را فراهم کنند؛ اما در حال حاضر آنجا به محلی تبدیل شده که تناسبی با باقی کرۀ زمین ندارد. با اطرافش تناسبی ندارد. با سوریه، الجزایر، لیبی و سومالی تناسبی ندارد. بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ همه به سمتش می‌روند. الان با یک بحران جدی روبه‌رو شده‌اند. به این نتیجه رسیده‌اند که اگر می‌خواهند کشور امنی داشته باشند، باید تلاش کنند تا شاخص‌های توسعه و عدالت در تمام کرۀ زمین گسترش پیدا کند.خلاصه که محیط‌زیست موضوعی درهم‌تنیده و به‌هم‌پیوسته است. اگر بخواهیم شهرمان خوب باشد، باید سرزمین خوبی داشته باشیم و همین‌طور بالعکس؛ یعنی باید به مدیریت شهری هم توجه کنیم. در حال حاضر، به دلیل رشد قارچ‌گونۀ تهران، مجبور شده‌اند از سرشاخه‌های رودخانۀ طالقان و کرج، آب را به تهران بیاورند. حالا برای اینکه آب تهرانی‌ها را تأمین بکنیم، یک بحران جدی در طالقان و شهریار ایجاد کرده‌ایم.

چه دلیلی دارد جمعیت شهری که نباید بیش از سه میلیون نفر باشد، با انتقال آب‌های بین‌حوزه‌ای، به دوازده میلیون نفر افزایش پیدا کند؟ الان سفره‌های آب زیرزمینی بین دریاچۀ آزادی تا ورداورد، بین هفت تا هفده متر در طول یک دهۀ گذشته پایین رفته است. درعین‌حال، ما بزرگ‌ترین ساخت‌وسازها را در همین منطقۀ ۲۲ شاهدیم. بحران آلودگی هوا به جایی رسیده که بهشت زهرا چند سال پیش اعلام کرد: «متوسط عمر درگذشتگان، ۷/۴۹ سال است؛ یعنی به ۵۰ سال هم نمی‌رسد.»

ما فقط ده‌هزار و دویست میلیارد تومان در سال ۹۲ برای خرید داروهای ضدسرطان و درمان و عوارض این بیماری‌ها هزینه کرده‌ایم؛ درصورتی‌که کل بودجۀ سازمان محیط‌زیست،۱۷۴میلیارد تومان است. اگر این سازمان به وظایفش درست عمل کرده بود، هرگز سرطان این اندازه شیوع پیدا نمی‌کرد. تأمین ۱۷۴ میلیارد تومان برای ما سخت است و به‌زور تأمینش می‌کنیم؛ ولی ده‌هزار و دویست میلیارد را تنها برای درمان یکی از مشکلات محیط‌زیستی به‌راحتی هزینه می‌کنیم. فعالان حوزۀ محیط‌زیست شهری باید به این موضوعات بپردازند.

چند وقت پیش که سد ایلی‌سو در منطقۀ حسن‌کیف ترکیه ساخته می‌شد، بسیاری از فعالان محیط‌زیستی ترک، به ساخت این سد اعتراض کردند. اما دولت اردوغان به این اعتراض‌ها اصلاً وقعی ننهاد. همه را سرکوب کرد و گفت: «من این سد را می‌سازم». سدی که دریاچه‌اش ۳/۱۰ میلیارد متر‌مکعب گنجایش دارد. یعنی از بزرگ‌ترین سد ایران، کرخه، بیش از سه برابر بزرگ‌تر است.

 اگر این سد ساخته می‌شد، درواقع حیات در بین‌النحرین نابود می‌شد و چشمه‌های تولید گردوخاک، کار ایران را هم یکسره می‌کرد. چه کسی در برابر ساخت این سد مقاومت کرد؟ ایران که بزرگ‌ترین قربانی‌اش بود؟ عراق؟ ترکیه؟ نه. فعالان محیط‌زیست در آلمان و اتریش و سوئیس مقاومت کردند؛ مردمی که کشورهایشان در ساخت این سد مشارکت فنی داشتند، به دولت‌هایشان اعتراض کردند که اگر شما از ساخت این سد بیرون نیایید، کاری می‌کنیم که در دور بعد، در انتخابات رأی نیاورید. آن‌ها مجبور شدند از ترس مردم از آن پروژه عقب بکشند؛ در‌حالی‌که در اروپا بحران اقتصادی است و این پروژه، منافع مالی هنگفتی برایشان داشت.

اما متأسفانه شاهدیم برخی سمن‌های محیط‌زیستی ما در استان اصفهان، چهارمحال‌وبختیاری، خوزستان و یزد باهم درگیری دارند. چرا؟ چون منافع بخشی و استانی و قومیتی برایشان از منافع محیط‌زیستی و ملی برتر است. این یعنی آن‌ها هنوز آن سواد واقعی محیط‌زیستی را پیدا نکرده‌اند.

  • آخرین سؤال: رویکرد سازمان حفاظت محیط‌زیست در قبال سمن‌ها و تشکل‌های مردمی که برای حفاظت از باغ‌ها یا دیگر مسائل با شهرداری‌ها و سایر نهادها وارد معرکه می‌شوند، چیست؟ حمایت از مردم اولویت دارد یا دستگاههای حاکمیتی؟

سازمان محیط‌زیست حتماً از مردم حمایت می‌کند. سازمان محیط‌زیست موظف به حمایت از هرنوع حرکت مردمی است که به افزایش ظرفیت‌سازی و ارتقای آگاهی عمومی و حساسیت مردم منجر می‎شود. برای مثال، ما درخصوص باغ گیاه‌شناسی نوشهر، همین‌گونه واکنش نشان دادیم. در زنجان نیز مردم به آلودگی کارخانۀ سرب‌ و روی اعتراض کردند و سازمان، از مردم حمایت کرد.

حمایت سازمان محیط‌زیست و همراهی مردم موجب می‌شود که وزن هر دو در بدنۀ حاکمیت افزایش پیدا کند. ان‌شاءالله به جایی برسیم که برای حاکمیت، هیچ اولویتی برتر از محیط‌زیست نباشد. باید به جایی برسیم که در پای مصلحت‌های محیط‌زیستی، مصلحت‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را ذبح بکنیم و نه برعکس.

*دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت شهری دانشگاه تهران

مصاحبه | مردم وارد گود شوند | نشریه شهرت | شماره چهارم  | شهر و درخت

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.