شهرت

جای کفش ها روی قوانین شهر - تصویر تهران در رپ فارسی - شهرت

جای کفش ها روی قوانین شهر – تصویر تهران در رپ فارسی ۲۰ فروردین ۱۳۹۵

صبا مریم ساعذی *

جای کفش ها روی قوانین شهر

کلانشهرها نه با عدد جمعیتی‌شان تعریف می‌شوند و نه با عدد مساحتی‌شان. آن چیزی که مکان زندگی یک اجتماع انسانی را تبدیل به کلانشهر می‌کند روابط بین ساکنانش است. روابط انسانیِ حیات کلانشهری، به دور از عمق و عاطفه و مبتنی بر عقل‌گرایی است. جایی که عقلانیت ابزاری مسلط می‌شود، بدون شک روابط پولی و کالایی نیز در جهات متعدد شاخه می‌دواند و تمام کیفیت‌ها را به سؤال «چه قدر؟» فرو می‌کاهد. این یک روی سکۀ کلانشهر است. سوی دیگرش پر است از هزاران اختلاف، حسرت، محرومیت، هیچ انگاشته شدن و ای کاش و … .

به همان میزان که اجتماعات کوچک، انسان را در قیود سنتی مربوط به خود محبوس می‌کنند، اجتماعات بزرگ به فرد این آزادی را می‌دهند که فردیت ویژۀ خود را داشته باشد. همزاد جدایی‌ناپذیر این آزادی همان حس یک انسان کلانشهری است که در میان توده‌های جمعیت تنهاتر، گمشده‌تر و ناشناس‌تر از هر جای دیگری است. این تنهایی و ناشناسی قیمتی است که فرد باید برای استقلال و آزادی‌اش بپردازد. این بی‌چهرگیِ ناشی از ناشناسی و آن حسرت‌ها و محرومیت‌های ناشی از تمنای رسیدن به «بالای شهر» ماهیت کلانشهر را با «جرم» پیوند زده است. انسان کلانشهری در عمق ناشناسی‌اش و با بغض همیشگی و آکنده از حسرت‌هایش خیابان را تبدیل به صحنۀ جرم می‌کند و خود می‌شود مجرمِ قصۀ کلانشهرش. بنابراین کلانشهر بستری است برای شکل‌گیری جرم و جرم عاملی است برای تغییر چهرۀ کلانشهر.

کلانشهر تهران نیز مملو از این تنهایان بی‌چهره است. مملو از هیچ‌کس‌ها و بی‌کس‌هایی که هرکدام به زبان خود به روایت قصۀ تهران می‌پردازند. رپ فارسی یکی از این روایت‌هاست. خطابۀ اجتماع کلانشهری است. شکلی از بیان قصۀ شهر ـ عموماً شهر تهران ـ که سر در موسیقی و کلام دارد و به عنوان جدی‌ترین زبان خیابان در عرصۀ موسیقی از کلانشهر و از ساکنانش می‌گوید. رپ فارسی، به دنبال ناکامی‌های مدنی اواخر دهۀ هفتاد شمسی و در اعتراض به مسائل اجتماعی و شهری، از اواسط دهۀ هشتاد شمسی شکلی جدی‌تر به خود گرفت. عنصر پول کانون اصلی تصویری است که رپ فارسی در این سال‌ها از شهر تهران به دست می‌دهد: «دلیل چرخش زمین نیست جاذبه، پوله که زمینو می چرخونه جالبه!»[۱].  تصویری دوپاره، که همانند شیب جغرافیایی شمال به جنوب آن، شیبی اجتماعی و اقتصادی نیز پیکرۀ تهران را به «شمال شهر» و «جنوب شهر» تقسیم می‌کند. «شمال شهری»ها خاطره‌بازی می‌کنند و «جنوب شهری»ها رویاپردازی[۲]. موسیقی رپ این تناقض را فریاد می‌زند. تناقضی که پیش از این تنها به نجوا و کنایه به گوش می‌رسید: «باید کور باشی نبینی تو فخرو هرجا، کنار خیابون نبینی فقر و فحشا ‫[…] اینجا جنگله بخور تا خورده نشی اینجا نصف عقده این نصف وحشی […]»[۳]. انسان‌هایی آکنده از حس نفرت، کینه و سرخوردگی، که تبدیل به گرگ‌های خیابانی می‌شوند تا در این اجتماع جنگل‌گونه جان سالم به در ببرند، نتیجۀ این تضادها و تناقضات‌اند: «ما بین یه گله گرگ بزرگ شدیم، ما عین یه بچه گرگ خب گرگ شدیم […]»[۴]. با این حال، موسیقی رپ به بیان این تعارضات اجتماعی و اقتصادی، که سرچشمۀ جرم و بزهکاری شهری است، بسنده نمی‌کند. راه حل ارائه می‌دهد و خودش را سربازی جان برکف برای وطن و شهرش می‌داند: «ما یه مشت سربازیم جون به کف، عزرائیل با اکیپ ما جوره پس […]»[۵]، و  یا در جایی دیگر: «من وایسادم پس چرا نشستی، من وایسادم تو هم باید پاشی ببخشید، من وایسادم یه درخواس دارم، همه پای پیشرفت ایران باس باشن […]»[۶]. زبان اعتراضی رپ فارسی رفته‌رفته و با رسیدن به اواخر دهۀ هشتاد و پس از پشت سر گذاشتن نا‌آرامی‌های سیاسی آن سال‌ها طعمی تندتر به خود می‌گیرد. به تهران می‌تازد و این بار نه می‌خواهد سرباز جان بر کف خیابان‌های شهرش باشد و نه مرهمی بر زخم‌های ناسورش. گویی تنها راه رهایی از مصیبت کلانشهری را ترک کردن آن می‌داند. رفتن و پشت سر گذاشتن.

جای کفش ها روی قوانین شهر 2

با عبور از دهۀ هشتاد و با آغاز فصلی جدید در مناسبات سیاسی کشور در دهۀ نود، موسیقی رپ نیز با نگاهی جدید به خوانش کلانشهر می‌پردازد. تهران دیگر نه دارندۀ آن چهرۀ منفور، که قهرمان دود و دم گرفته‌ای است که می‌توان و البته باید برادارانه دوستش داشت. چرا که چون برادری بزرگتر هر روز و هر شب میلیون‌ها هیچ‌کسِ تنها را در آغوش می‌گیرد و صحنۀ غم‌انگیز تنهایی انسان کلانشهری را به صحنه‌ای شگفت‌انگیز و بدیع بدل می‌سازد: «صبح میشه و می‌کنه دستاشو باز میده همۀ آدمای تنها رو جا توی بغلش […]»[۷]. گفتمان اصلی موسیقی رپ هنوز هم گفتمانی اعتراضی است. به همان تندی، ولی آغشته به عشقی که از امید به تغییر نشأت می‌گیرد: «غیر دود نسخ پولم هست، نسخ پولای جدید مخصوصاً سبز، پایینش گرم بالاش سرد، چهارفصله لامصب داداشم، آره داداش بزرگم، از وقتی چشمُ باز کردم بوده بالا سرم […]»[۸].

رپ فارسی از تولد تا بلوغ خود، گاه به نقد زندگی کلانشهری می‌پردازد و گاه ویژگی‌های آن را ستایش می‌کند. گاه جرم و بزه در نگاهش مقوله‌ای انتقاد برانگیز است و گاه وسیله‌ای مناسب برای ابراز وجود و برای رجزخوانی‌های ویژۀ این سبک. گویی برخورد رپ با کلانشهر برخوردی دوگانه است. کلانشهر هم «درد» است و هم «درمان». شاید جرم و بزه ـ که خود دردی است از هزاران درد کلانشهری ـ از زاویه‌ای دیگر درمانی باشد برای آن دردها، آنجا که جرم و بزه را راه مناسبی برای برقراری عدالت در جامعه می‌داند. چراکه تصور می‌کند قانون کلانشهر قانون جنگل است و کسانی باید باشند که بر این قانون بشورند: «قانونی که بحثشه قانون جنگله، ضعیف می‌میره قوی همیشه سرتره […] چه لاتای بی‌خطری که تو زندونن، چونکه هر کی هر چی زور گفت بر ضد بودن […]»[۹] و یا در جایی دیگر: «اگه یه سری بیرون زدی، ببین جای کفشمو روی قوانین این شهر».[۱۰]

جای کفش ها روی قوانین شهر 3

زبان عصیان‌گر موسیقی رپ تا آنجا پیش می‌رود که حتی از شرح جرم و بزهکاری شهری فراتر رفته و خود تبدیل به عملی به ظاهر ناهنجار در فضای اجتماعی، سیاسی، هنری و شهری می‌شود. مثال بارز این عصیان‌گری در فضای شهری گرافیتی‌های نقش بسته بر دیوارهای شهر است که ناخوانده مهمانشان شده‌اند. نقش‌هایی که هر صبح سعی بر زدودنشان از خاطرۀ شهری می‌کنند و هر شب دوباره و دوباره بر دیوارها نقش می‌بندند. «زنده باد اون دستی که روی دیوارای بی روح این شهر یه نقشی بزنه […]»[۱۱]. این همان حکایت همیشگی کلانشهر است: در کلانشهر خاطره‌ها برای فراموش شدن ساخته می‌شوند.

رپ از کلانشهر می‌خواند، بر کلانشهر نقش می‌بندد و به کلانشهر تقدیم می‌شود؛ نه با عشق، نه با نفرت.

________________________________________________________

[۱]هیچکس، آلبوم جنگل آسفالت، آهنگ اختلاف

[۲] گروه پالت، آلبوم شهر من بخند، آهنگ شهر من بخند

[۳]  هیچکس، آلبوم جنگل آسفالت، آهنگ اختلاف

[۴] هیچکس، آلبوم جنگل آسفالت، آهنگ قانون

[۵] هیچکس، آهنگ یه مشت سرباز

[۶] هیچکس، آلبوم جنگل آسفالت، آهنگ من وایسادم

[۷] رض به همراه نوید. آلبوم مزمن آهنگ تهران

[۸] رض به همراه نوید. آلبوم مزمن آهنگ تهران

[۹] هیچکس. آلبوم جنگل آسفالت. آهنگ قانون

[۱۰] بهرام. آلبوم سکوت. آهنگ یاغی

[۱۱] بهرام. آلبوم سکوت. آهنگ یاغی

* دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری دانشگاه تهران

نشریه شهرت – درباره ی شهر – شماره ششم – شهر و جرم – ( رپ فارسی )

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.