شهرت

راهکاری ساده برای دردسری بزرگ - لشکرآباد چگونه لشکرآباد شد - شهرت

راهکاری ساده برای دردسری بزرگ – لشکرآباد چگونه لشکرآباد شد ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

راهکاری ساده برای دردسری بزرگ
پوریا پوراسلامی *

اولین آخر هفتۀ اقامتم در شهری بود که به اقتضای نتیجۀ کنکورم ساکنش شده بودم. با دوستانم برای گردش و خوردن غذا در مهم‌ترین جاذبه مدرن اهواز از خوابگاه بیرون زدیم و تاکسی‌ای را دربست کردیم به مقصد «لشکرآباد». رانندۀ تاکسی اصالتاً اهل اهواز بود و آن‌طور که خودش می‌گفت چهل سالی می‌شد که مسافرکشی می‌کرد. با لهجه شیرینش برایمان از مقصد گفت و اولین دیدار ما را با سرزمین نور و رنگ و فلافل شورانگیزتر کرد. روزهایی را به خاطر آورد که جرئت بردن مسافر به این محله را نداشته است، روزهایی که شنیدنِ اسم لشکرآباد لرزه به تن همگان می‌انداخت و روزهایی که صدای فریاد و خشونت گلوله گوش‌های این محله چهارگوش را پر کرده بود. همه‌چیز از راه‌حل یک خانواده برای کسب معاش شروع شد. یکی از همان روزها، یکی از خانواده‌های ساکن لشکرآباد بساط فلافلش را درست جلوی در خانه‌اش پهن کرد و این سرآغازی شد برای چراغانی شدن خیابانی که روزهایی تاریک را در کارنامه خودش داشت.

امروز لشکرآباد رنگین‌کمانی است از طعم‌ها و رنگ‌های مختلف، مکانی برای سلطه میزهایِ طولانیِ پر از مخلفاتِ گوناگون و انبوهی از جمعیت که برای راضی نگه داشتن شکم جلوی این میزها صف کشیده‌اند: فلافل، حمیسه و سمبوسه. در لشکرآباد باید خودت آستین بالا بزنی و هر آنچه را که دل تنگت طلب می‌کند لای نان ساندویچت بپیچی و پولش را حساب کنی و مشغول درآوردن دلت از عزا شوی. این چیزی است که لشکرآباد را بیشتر از هر چیز دیگری برای من دوست‌داشتنی می‌کند. فروشنده هم بدون شک و شبهه به حساب و کتاب‌های تو اعتماد می‌کند، پول را می‌گیرد و در دخل می‌گذارد.

دانشگاه شهید چمران در نزدیکی لشکرآباد است. یکی از دوستانم در دانشگاهْ ساکن این محله چهارگوشِ همیشه‌بیدار است. فردای نخستین مواجهه‌ام با لشکرآباد با او به گفتگو نشستم. زخمی را روی بازویش نشانم داد که یادگار گذران دوران کودکی در محله‌ای است که زمانی غوطه‌ور در خشونت و بزهکاری بود و امروز اما با افتخار بدل به نگین درخشان مهمان‌نوازی و صمیمیت اهوازی‌ها شده است. برایم از خاطرات، تجربه‌ها و دغدغه‌های خیابان «انوشه» گفت و داستان این که لشکرآباد چگونه لشکرآباد شد. از آغازی گفت که بهانه‌ای شد برای بدل شدن این محله به شهرزاد قصه‌گو و خلق شب‌های زیباتر در شهری زخم‌خورده از روزگارانی غبارآلود. حالا چهار سالی می‌شود که به لشکرآباد رفت‌و‌آمد دارم و دل‌بسته‌اش شده‌ام.

تصور می‌کنم مهم‌ترین راز این تجربه موفق در جادوی فرهنگ ساکنان لشکرآباد نهفته است. بیشتر ساکنان این محله از هم‌میهنان عرب‌اند که مهمان‌نوازی و طعم خوراکشان به همراهی ابتکاری هوشمندانه سبب خلق نمونه‌ای منحصر به فرد از «دموکراسی شهری» شده است. فلافل، بدل به راه‌حلی برای کاستن ناامنی و تغییر سرنوشت این محله شده است. به عبارتی می‌توان گفت جمع اقتصاد و فرهنگ محلی منجر به آغاز فرایندی از توسعۀ اجتماعی گردیده است.

اما این روزها مسائلی موجودیت لشکرآباد را تهدید می‌کند که می‌تواند کابوسی برای این تجربه موفق باشد. لشکرآباد ترکیبی کارآمد از محل سکونت و کسب و کار بوده است: بساط فلافل درست جلوی در خانه‌های مسکونی. حال اما چند وقتی می‌شود که سودای فروشگاه‌های مدرن وصله ناجوری به تن این محله شده و منجر به بازگشت حدی از ناامنی به محله نیز شده است. فروشگاه‌های مدرن، که نشانه‌ای از ورود کاسب‌کاران و سرمایه‌داران به محله است، در اولین قدم شکل سنتی و تماشایی خیابان انوشه را به هم می‌ریزد و سنت مهمان‌نوازی خوزستانی‌ها را به یک تجارت صرف تبدیل می‌کند. این مسئله روند توسعه انسانی و فرهنگی را مختل ساخته و سبب بازگشت حدی از ناهنجاری‌های سابق خواهد شد. برای حفظ این گنجینه باارزش شهر باید در دو سطح مدنی و مدیریتی اقدامات مهمی انجام شود. حتی ثبت محله لشکرآباد به عنوان یک میراث فرهنگی ملی می‌تواند اقدامی مثبت در جهت حفظ این میراث و ترویج این الگوی مردمی باشد.

راهکاری ساده برای دردسری بزرگ - لشکرآباد 1

دخالت مستقیم نهادهای حکومتی و اجرایی در توسعه شهری و در برخورد با محلات ناامن، معمولاً همراه با اقداماتی مهندسی‌شده مانند طرح‌ریزی برای جابه‌جایی ساکنان به حاشیه شهر یا تغییر کاربری منطقه و سرمایه‌گذاری از بیرون برای ایجاد تغییرات سریع است، که نمونۀ این‌گونه اقدامات، در کشور ما فراوان یافت می‌شود. اما الگوی دیگر، که شهروند‌محور و مبتنی بر دموکراسی شهری است، بر این اصل استوار شده که توسعه امری انسانی است و باید شهروندان نقشی مولد در ساخت و پیشبرد جامعه داشته باشند. توسعه را نمی‌توان خرید و یا تحمیل کرد، بلکه باید آن را بر مبنای شرایط موجود ساخت. تجربه لشکرآباد نشان‌دهنده موفقیت رهیافت دوم است که در آن حرکت و ایدۀ خانواده‌ای برای تأمین معیشت و اقتصاد خود بر مبنای فرهنگ محلی‌شان، آغازگر روندی از توسعه اجتماعی و حل مسئلۀ ناامنی در آن محله بوده است. تجربه لشکرآباد نشان داد که گاهی اقداماتِ خردِ شهروندان و مشارکتشان با یکدیگر، می‌تواند در حد یک معجزه برای محله‌ای ناامن عمل کند.

* دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه چمران

نشریه شهرت – درباره ی شهر – شماره ششم – شهر و جرم – ( لشکرآباد )

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.