شهرت

تهران شگفت‌انگیز نو: چرا شهر ما این‌قدر عجیب و غریب، سیال و سریع است؟

تهران شگفت‌انگیز نو ۲۸ تیر ۱۳۹۴

تهران شگفت انگیز نوتهران شگفت‌انگیز نو

چرا شهر ما این‌قدر عجیب و غریب، سیال و سریع است؟

علی رنجی‌پور*

تهران یکی از شهرهای بسیار سریع‌ دنیاست. برای اثبات این جمله، می‌توانیم شواهد فراوانی از مناسبات مدرن شهری ارائه کنیم تا با افتخار، اسم پایتخت عزیزمان را در کنار شهرهای معتبر و بزرگ و پرسرعتی چون نیویورک و لندن و توکیو بنشانیم. به‌هرحال، تهرانِ امروز یکی از کلان‌شهرهای بسیار مهم‌ و تأثیرگذار در مقیاس منطقه‌ای و چه‌بسا جهانی است. حجم و دامنۀ مناسبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی که در این شهر جریان دارد، آن‌قدر هست که تهران در میان شهرهای هم‌ترازش در غرب آسیا، در صدر توجهات قرار بگیرد. همین توجهات جهانی است که سبب می‌شود مناسبات شهری در اینجا با شتابی هماهنگ با مناسبات سریع جهانی، سرعت بگیرد. طبیعی است تهران از همۀ شهرهای دیگر دور و اطرافش شلوغ‌تر باشد و طبیعی است که حرکت‌های سیال شهری با سرعتی سرسام‌آور در آن جریان داشته باشد. نه جای تعجب است و نه جای شکایت، اگر صبح‌ها و غروب‌ها خیابان‌ها و بزرگ‌راه‌های این شهر مانند همۀ کلان‌شهرهای مهم جهان، شلوغ و پرترافیک شود؛ این خصلت تمام شهرهای بزرگ است. درست مثل پاریس یا لندن، چیزی بیش از یک‌چهارم جمعیت ساکن شهر، روزها به تهران می‌آیند و شب‌ها به‌سرعت از آن خارج می‌شوند و همین رفت ‌و آمدهاست که شهر ما را به کلان‌شهری سخت و سریع و ناگزیر تبدیل کرده است.

اما تهرانِ سریع ما، تفاوتی مختصر با سایر شهرهای بزرگ دارد و آن اینکه سرعت و سیّالیت، نه فقط مناسبات سیال شهری، بلکه بقیۀ چیزها را هم که قاعدتاً باید سخت باشند، در بر می‌گیرد. کمتر جایی را ممکن است در عالم پیدا کرد که تحولات آن مانند شهر ما بزرگ، عجیب، سریع و بنیادین باشد. تعارفات سانتی‌مانتال را کنار بگذاریم. عمر شهر عزیز ما درواقع بیش از ۱۵۰ سال نیست؛ اما طی این یک قرن ‌و ‌نیم، شهر ما بارهاوبارها چهره عوض کرده است. طی این مدت، چندین نظام سیاسی اسماً و رسماً تغییر کرده‌اند. دست‌کم دو انقلاب اجتماعی و سیاسی در تهران به‌وقوع پیوسته و تحولات اجتماعی بسیاری از سر این شهر و شهروندانش گذشته است. ساختار اجتماعی تهران، نه طی ۱۵۰ سال، بلکه در بازه‌های کوتاه‌تر نیز تغییراتی بزرگ را از سر گذرانده است. فقط جمعیت این شهر طی کمتر از پنجاه سال در حدود بیش از سه‌برابر شده است. حالا بماند تحولاتی که ساختار طبقاتی جامعۀ شهری ما را دچار به‌هم‌ریختگی کرده؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت ساختار اجتماعی ایران در دورۀ معاصر به‌‌‌‌شکلی غیرطبیعی سیال بوده و مدام دچار تغییرات و تحولات سریع و شدید بوده است.

نه فقط باطن شهر، بلکه ظاهر تهران نیز به‌شکلی باورنکردنی دچار تغییر و تحول بوده است. تقریباً به غیر از ارتفاعات بالادستی توچال که هنوز زورمان به آن نرسیده، چیزی در این شهر نمانده است که دچار تغییر جزئی یا کلی نشده باشد. چهرۀ تهران، بیشتر و سریع‌تر از هر شهر دیگری در این کرۀ خاکی تغییر کرده و می‌کند. تهرانِ امروز، به‌هیچ‌وجه شبیه تهران دیروز نیست و تهرانِ دیروز شباهتی به تهران پریروز ندارد. میان انگلیسی‌ها معروف است که اگر شکسپیر همین الان سر از گور بلند کند، می‌تواند راه خانه‌اش را در لندنِ امروز هم پیدا کند؛ اما برای ما شکسپیر که سهل است، کافی است خودمان را در محلۀ ده سال پیشمان ول کنند و بگویند که راه خانۀ‌ سابقت را پیدا کن! محتمل‌ترین اتفاق، درماندن است؛ چراکه محلۀ امروز تقریباً هیچ نسبتی با محلۀ دیروز ندارد. قطعاً بیش از نیمی از ساکنان قدیمی محله عوض شده‌اند. دراین‌باره اطلاعی از آمار دقیق ندارم؛ اما فکر می‌کنم تهران ازنظر جابه‌جایی مردم از این محله به آن یکی، در تمام دنیا رکورددار باشد. همۀ خانه‌ها را طی این مدت، دست‌کم یک‌بار کوبیده و از نو ساخته‌اند؛ البته اگر کل کوچه و محله را به‌کل دست نزده باشند. اسمش را که بعید نیست عوض کرده باشند؛ رسمش را هم. مگر نه اینکه طی این سال‌ها چندین اتوبان تازه‌ساز را با سلام و صلوات از دل محله‌های قدیمی رد کردند؛ بی‌اعتنا به اینکه که این بزرگ‌راه‌ها محله‌ها را و شکل شهر را از اساس عوض می‌کند.

در مقام مثال، به سیر تحول مناطق پرطرف‌دار تجاری در تهران نگاه کنید. در دهۀ شصت، سکۀ خیابان کریمخان و سنایی و… بیش از هر جای دیگری رونق داشت. همۀ صاحبان شرکت‌ها تمایل داشتند دفتر مرکزی‌شان را در آنجا تأسیس کنند. دهۀ هفتاد رونق کریمخان به میدان آرژانتین منتقل شد. زرق‌‌‌‌وبرق وزرا و بخارست، کریمخان را از رونق انداخته بود. تا اینکه با فرارسیدن دهۀ هشتاد، همۀ راه‌ها در تهران به جردن ختم شد: نه‌تنها شرکت‌های خصوصی داخلی و خارجی، بلکه میان شرکت‌های دولتی هم برای جردن‌نشینی رقابتی سخت درافتاد. غافل از اینکه به‌زودی حنای جردن نیز در مقابل رونق نوظهور الهیه و فرشته و پل رومی رنگ خواهد باخت. نمی‌دانم دهۀ نود که به سر برسد، جریان سیال تهران، محدودۀ تجاری را به کجا منتقل خواهد کرد و این وضعیتِ نامتقارن و بی‌برنامه و یِلخی را به کجا خواهد رساند.

شاید عده‌ای خیال کنند که گناه، گردن بی‌برنامگی است؛ حال آنکه دقیقاً از زمانی که نخستین برنامۀ توسعۀ شهری تهران در دهۀ چهل به جریان افتاد، تغییر و تحولات خارج از مقیاس نیز شتاب گرفت. شاید برخی صاحب‌نظران خوششان نیاید، اما تهرانِ امروز را برای اولین‌بار در نخستین طرح جامع به ‌همین شکل کشیدند. درست است که تغییر و تحولات بسیاری اتفاق افتاد و برنامه از مسیرش خارج شد، اما به هر روی، تهرانِ امروز هنوز هم در محدودۀ همان خطوط و سیاست‌هایی قرار دارد که خطوط و سیاست‌های کلی توسعۀ بلندپروازانۀ این شهر در دهۀ چهل بود. شهری که حاکمان خوش‌خیالِ آن دوره می‌خواستند آن را به مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین و سریع‌ترین شهر منطقه تبدیل کنند، که اتفاقاً همین‌طور هم شد. یک‌ بار از بالای ارتفاعات توچال به گسترۀ پایتخت نگاه کنید. دقیقاً همان شکلی را می‌بیند که برای اولین‌بار در نقشه‌های طرح توسعۀ تهران در دهۀ چهل در امتداد شرقی و غربی ترسیم شد.

باری، شهر ما تا به امروز چندین و چند دورۀ برنامه‌ریزی شهری را نیز از سرگذرانده که خودِ این نیز رکوردی عجیب و منحصربه‌فرد است و جالب اینجاست که در خودِ هرکدام از این دوره‌ها نیز تغییراتی بزرگ و اساسی اتفاق افتاده است. به سرنوشت طرح‌ جامع و تفصیلی متأخر تهران نگاه کنید. هر مقطعی که طرح جامع و تفصیلی تا به امروز طی کرده است، دچار حجم انبوهی از تغییرات شده و هنوز هم می‌شود. از این فراتر که به‌هرحال طبعیت بوروکراسی ایرانی است؛ اما مهم‌تر از این، تصمیمات خلق‌الساعه هم مزید بر علت می‌شوند تا به‌حق، تهران لقب سریع‌ترین و عجیب‌ترین شهر عالم را از آن خود کند. کجای دنیا ممکن است بعد از نهایی‌شدنِ تدوین مهم‌ترین سند توسعۀ پایتخت، ناگهان رئیس‌جمهور، یک طبقه به مردم، به اصطلاح، هدیه کند؟ اما اینجا این اتفاق می‌افتد و آقای احمدی‌نژاد به یک‌باره ارتفاع کل شهر را یک طبقه بالا می‌کشد. کجای عالم، ظرفیت جمعیت‌پذیری یک شهر، یک‌شبه حدود ۱۰درصد افزایش می‌یابد؟ اما اینجا حتی سریع‌تر از یک شب هم اسم‌هاورسم‌ها عوض می‌شوند و شکل‌ها تغییر می‌کنند و ساختارها متحول می‌شوند؛ چراکه نه‌تنها مناسبات سیال شهری، بلکه هرآنچه در این شهر باید سخت و استوار هم باشد، سیال‌تر از سیال، که اصلاً دود است و به بادی به هوا می‌رود. اینجا تهران است، عجیب‌ترین و سریع‌ترین شهر جهان.

* روزنامه‌نگار

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

۱ دیدگاه ارسال شده
  • متن بالا ظاهری وقلمی جذاب دارد اما واقعیت ندارد تن عبدالعزیز فرمانفرما مهندس مشاور طرح جامع تهران در ان دنیا لرزیداز این متن . شکل تهران امروزاز نظر بزرگراهها را او طراحی کرد ولی بافت شمال شهر بعلت قرار گرفتن در منطقه گسل های پرفشار زلزله واز طرفی وجود باغات وفراوانی فضای سبز که نقش ریه تهران رابازی میکرد باتراکم کم و ۱۰۰درصد در طرح جامع در نظر گرفته شد ولی اقای کرباسچی همه علم شهر سازی وقوانین ان را زیر پا گذاشت ودر کوچه های ۶ متری شمال شهر درختها بریده شدند وباصطلاح برجهایی بیش از ۲۰ طبقه با محتوایی غیر مهندسی ومعماری ساختند از نیاوران گرفته تازعفرانیه زندگی و فرهنگ ذبح شد وشهری غیر علمی و غیر انسانی والوده و با مسایلی غیر قابل حل پدید امدکه شگفت انگیز است از نظر عدم استفاده از علم وحتی در تضاد با اخلاق و قصه همچنان ادامه دارد

  • به نکات زیر توجه کنید

    • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
    • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.