شهرت

اینجا همه خواب نیستند - شهرت

اینجا همه خواب نیستند ۳۰ آبان ۱۳۹۴

 اینجا همه خواب نیستند

گزارشی از فعالیت‌های مردمی برای دفاع از باغ‌ها و فضای سبز

*حبیب دانشور، مهشاد شیخ‌اسلامی، عاطفه اسکندریان، مائده صدیقی

«سؤال‌هایی که به نظر من باید پاسخ داده شود، این است که اینجا می‌بایست چه کارهایی انجام می‌شده است؟ شهرداری براساس قوانین مملکت چه کرده و ما امروز چه انتظاری داریم؟ در سال ۷۴، شهرداری از سازمان عمران و بهسازی، اکباتان را تحویل گرفته تا خدمات شهری ارائه بدهد؛ به این علت که بلوک‌ها بزرگ شده‌اند و دیگر ادارۀ خدمات از دستشان برنمی‌آمده است. چه کار می‌بایست انجام می‌گرفته؟

اولاً شهرداری ‌می‌بایست خدمات ارائه می‌داده، ثانیاً طرح تفصیلی می‌بایست اجرا می‌شده است؛ اما شهرداری چه کار کرده است؟ زمین فروشی. زمینِ چه کسی را فروخته؟ مال مُشاع مردم را.

این خلاصۀ داستان است. مسئلۀ ما فقط مسئلۀ این سازه نیست. مسئلۀ سازه دیگر بدترین کاری است که شهرداری می‌توانست در پیچ خیابانی که هر روز دارد ترافیک و تصادف صورت می‌گیرد، انجام بدهد.

ما به دنبال این هستیم که شهرداری ناچار بشود حقوق مُشاع ساکنان را از همۀ آن چیزی که فروخته یا به ناحق ساخته، به مالکان برگرداند. خیلی در این مملکت‌ این اتفاق افتاده و می‌تواند اینجا هم اتفاق بیفتد؛ به شرطی که ساکنان خسته نشده و قانون هم حمایت کند و این مسائل منعکس بشود.

نکته‌ای که می‌خواستم بگویم این است: معتقدم شهرداری در این شهرک نه‌تنها تخلف، نه تنها کار غیرقانونی، بلکه کاری مجرمانه کرده است. من جزو کسانی بودم که بارها از دوستان خواهش کردم که بر علیه شهردار قبلیِ منطقۀ ۵ اعلام جرم کنیم و در دادسرای کارمندان، از ایشان شکایت کنیم.

لطفاً تعجب نکنید! با سرانگشتانتان، چشمانتان را نیز نمالید، آری درست خوانده‌اید. نه، نه! به‌هیچ‌وجه تصور نکنید که این جملات را یکی از نمایندگان مجلس یا اعضای شورای شهر گفته است، نخیر! این جملاتِ یکی از ساکنان شهرکی در تهران است که کاسۀ صبرشان از تعرض‌های شهرداری به فضای سبز و زمین‌های مُشاعشان لبریز شده است؛ شهرکی که این روزها شاهد نبرد شهروندانش با شهرداری است. این شهروندان از ساخت‌وساز مگامال، پردیس دانشگاه شهید بهشتی، بیمارستان فوق‌تخصصی صارم و متأخیرترین آن‌ها یعنی دارالقرآن در فضای سبز مشاعشان، به ستوه آمده‌اند و صدای اعتراضشان را بلند کرده‌اند تا به گوش وزیر و وکیل و دیوان عدالت اداری و شورای عالی شهرسازی و معماری، یعنی عالی‌ترین نهاد تصمیم‌گیر در این حوزه برسد.

شاید پیش خودتان بگویید: «این بندگان خدا چه دل خوشی دارند! مگر می‌شود جلوی شهرداری ایستاد؟ شهرداری که به چند پلۀ پنجاه شصت ساله در خیابان ولیعصر رحم نمی‌کند و آن‌ها را به پاساژ تبدیل می‌کند، بیاید از خیر زمین‌های مرغوب اکباتان بگذرد؟ مگر برای شهرداری زمین مشاع و غیرمشاع تفاوتی دارد؟ اصلاً در چند سال گذشته، زور کدام نهاد به شهرداری رسیده است که این بندگان خدا صدایشان را به درگاه این اصحاب کرَم بلند کرده‌اند؟ گیرم که شورای‌عالی شهرسازی و معماری و دیوان عدالت اداری و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم به نفع مردم اکباتان رأی بدهند؛ آخرش چه؟ چه کسی شهرداری را ملزم‌به اجرای آن احکام می‌کند؟»

اما ممکن است شما نیز مانند همین ساکنان شهرک اکباتان، کارد به استخوانتان رسیده باشد. شاید شما هم جزو معدود افرادی باشید که معتقدند با یک گل نیز بهار می‌شود. شاید شما هم مانند مردم اکباتان معتقدید که می‌شود جلوی متجاوزان ایستادگی کرد و هرچند ممکن است از شما وقت و انرژی زیادی بگیرد، به زحمتش می‌ارزد.

نکتۀ حائز اهمیت در این گزارش، نه همراهی شماست با مردمی که اعتراض می‌کنند و نه با مردمی که اصولاً اتفاقات خارج از آپارتمانشان برایشان اهمیتی ندارد. شاید هم شما در دو سر این طیف قرار نگیرید و جزو گروهی باشید که اهل اعتدال هستند و گاهی به اقدامات متجاوزان، معترض می‌شوند و گاهی هم سکوت پیشه می‌کنند. به‌هرحال، جزو هرکدام از این دسته‌ها که باشید، احتمالاً برایتان جالب خواهد بود که بدانید، کم نیستند تجربیاتی که در چند سال گذشته، در همین کشور ما و حتی در خود پایتخت و در مقابل شهردار قدَر قدرتش، گروهی از مردم ایستادگی کرده‌اند و از حقوق جمعی خود دفاع کرده‌اند. این گزارش هم تا جایی که ممکن بوده، شرح همین اتفاقات از زبان ناظرانِ عینی آن‌هاست.

اکباتان پریسا بزاز

باغ فرزانه جایش را به برج‌های دوقلو نداد!

نمی‌دانم تا پیش از این نام «باغ فرزانۀ» شیراز به گوشتان خورده است یا خیر؟ شهرداری و تمام مقامات محلی و استانی می‌خواستند این باغ  چندهکتاری را در شیراز  تخریب کرده و به دو برج بیست‌وپنج طبقه تبدیلش کنند. این اتفاق با واکنش دانشگاهیان و مردم شیراز همراه شد و با ورود مقامات ملی، از تخریب این باغ جلوگیری شد.

امین، یکی از دانشجویان دانشگاه شیراز است و از نزدیک در این اتفاقات حضور داشته است. او روایتگر این ماجرا خواهد بود:

از وقتی بحث تخریب باغ فرزانه و احداث این دو برج مطرح شد، اساتید دانشکدۀ شهرسازی دانشگاه شیراز به مسئولان نامه نوشتند؛ ولی افاقه نکرد. بعد از آن، دانشجوها هم پیگیر شدند و بسیج دانشکده جلسه‌ای برگزار کرد که اساتید و دانشجوهای مختلف در آن شرکت کردند و رسانه‌ها هم آن را منعکس کردند. فعالیت‌های دیگری هم کردیم و سعی کردیم نمایندگان شورای شهر را به دانشگاه دعوت کنیم و از آن‌ها پاسخ بخواهیم؛ اما نیامدند و از ما دعوت کردند به شورا برویم. من به همراه چند نفر به تصور اینکه اعتراضات را به گوش آن‌ها برسانیم، به شورا رفتیم. اجازۀ ضبط صحبت‌های جلسه را به ما نداند و عکس‌برداری را هم ممنوع کردند. رئیس شورای شهر برخورد بسیار بدی با ما کرد و به هیچ‌یک از سؤالاتمان پاسخ نداد. فقط وسط جلسه، چند نفر ازطرف آن‌ها عکس گرفتند. آن شب دیدیم که رئیس شورا گفته است در جلسه‌ای صمیمانه با دانشجوها، به دغدغه‌هایشان درخصوص باغ فرزانه پاسخ دادیم و همۀ مسائل حل شد.

ما از خیر تکذیب‌کردن حرفهای رئیس شورا گذاشتیم و سعی کردیم کار خودمان را دنبال کنیم. دو سه روز بعد، قرار گذاشتیم تجمعی دور باغ برگزار کنیم. مجوز هم گرفتیم و چند ساعت قبل از شروع تجمع، در شبکه‎های مجازی اطلاع‌رسانی کردیم. جمعیت زیادی از دانشجوها، فعالان محیط‌‌زیستی و مردم عادی آمدند.

برگۀ بروشورمانندی هم درست کرده بودیم که در آن خلاصه‌ی ماجرا را نوشته بودیم. برای همین، رهگذران عادی هم که اصلاً در جریان نبودند، با خواندن بروشور، به جمع ما می‌پیوستند و چند دقیقه‌ای با ما همراه می‌شدند. بیانیه هم نوشتیم و رسانه‌ها هم تجمع را خوب پوشش دادند. بعد از آن هم، امام جمعۀ شیراز از ما حمایت کرد.

چند روز بعد، در برنامۀ «پایش و ثریا» که از صداوسیما پخش می‌شد، دربارۀ این باغ صحبت شد. از دکتر حاجی‌پور هم که از فعالان این اعتراض‌ها بود، دعوت شد و ایشان دراین‌باره روشنگری کردند. بعد هم به‌واسطۀ پیگیری‌ها و حساسیت‌های ایجادشده، این موضوع در جلسۀ شورای عالی شهرسازی و معماری مطرح شد و در نهایت، این شورا به حفظ این باغ رأی داد. استاندار و شهردار هم که تلاش کردند معترضان را عوامل بیگانگان نشان دهند، نتوانستند در آن جلسه از این ادعا دفاع کنند.

باغ گیاه‌شناسی از شر دولت در امان ماند!

یکی از آخرین اقدامات یا تخریب‌هایی که دولت دهم قصد داشت در حوزۀ محیط‌زیست انجام دهد، گذراندن جاده از وسط باغ گیاه‌شناسی نوشهر بود. در این باغ، از نادرترین نمونه‌های گیاهی کشور نگهداری می‌شد. قرار بود استانداری این اقدام را به دستور دولت وقت در تابستان سال ۹۲ انجام دهد؛ اما خوشبختانه با پیگیری‌های جدی فعالان محیط‌زیست و مردم، این طرح متوقف شد.

آقای حرّ منصوری، فعال محیط‌زیست در شمال کشور و هماهنگ‌کنندۀ تجمعِ صورت‌گرفته برای دفاع از این باغ است. ایشان اتفاقات روز تجمع را برای حفظ این باغ روایت می‌کنند:

آن روز به همراه دو سه نفر، از گیلان به آنجا رفتیم و دیدیم که واقعاً هیچ‌چیز معلوم نیست. عده‌ای شعار می‌دادند. اولین کاری که کردیم، تهیۀ کاغذ و ماژیک بود. شعارهای غیرسیاسی و کاملاً مرتبط با موضوع را نوشتیم و از کسانی که تراکت و شعار آورده بودند، خواهش کردیم که آن‌ها را به ما تحویل بدهند.

فرمانداری سعی می‌کرد که تجمع ما را به هم بریزد. دیدم که نیروی انتظامی هم آمد، رفتم و با آن‌ها صحبت کردم و توضیح دادم: « این یک تجمع آرام است و تضمین می‌کنیم که هیچ مشکلی پیش نمی‌آید و در ساعت مشخصی تمامش می‌کنیم.» آن‌ها هم که در مقابل کار انجام‌شده قرار گرفته بودند، قبول کردند.

در همان حینِ تجمع شروع کردیم به صحبت با خبرگزاری‌ها. به نظرم آمد که از این فرصت به‌وجودآمده استفاده کنیم. ساعت یازده‌ونیم شروع کردیم تا بیانیه‌ای را آماده کنیم. از قبل آن را پیش‌بینی نکرده بودیم. بیانیه را همه امضا کردند و قرار شد مریم عطاری که به تهران برمی‌گشت، با خودش ببرد که به دست مسئولان برساند. این تجمع برای صداوسیما خیلی جالب بود؛ چون دیدند مسئله را خیلی خوب کنترل کردیم. به همین خاطر، آن‌ها طرف ما را گرفتند و این ماجرا را پوشش خبری دادند. با این کار، برنامه کاملا داخلی شد و خبرگزاری‌های خارجی نتوانستند خیلی مانور بدهند.

یکی دو روز بعد از آن آقای مجابی، از هم‌فکران نزدیک خانم ابتکار، با من تماس گرفتند و از طرف خانم ابتکار تشکر کردند که این تجمع خیلی مؤثر بوده است. آقای ترکان هم ازطرف آقای روحانی کتباً از دولت دهم خواسته که بحث احداث جاده را متوقف کنند. بعد از آن هم خوشبختانه دیگر بحث گذر جاده از وسط این باغ منتفی شد.

باغ‌هایی که هنوز در تهران نفس می‌کشند.

اما در کمال ناباوری شما و همین‌طور خود ما، با وجود آن حجم از ساخت‌وساز و تخریب محیط‌زیست در تهران، هنوز باغ‌هایی هستند که به مدد تلاش‌های مردمی، از تبدیل‌شدن به سیمان و آهن در امان مانده‌اند. به‌طور کلی باغ‌های تهران شبانه تخریب می‌شوند و بلافاصله تا چند متری قنات‌های این شهر گودبرداری می‌شوند. تا خبرش به گوش ناظران برسد، اسکلت آن نیز عَلَم می‌شود. با همۀ این احوال، معدود اتفاقاتی هم که به حفظ چند باغ این شهر منجر می‌شود، برای ما امیدوارکننده است. جای شکرش باقی است که هنوز چند نفری از مردم این شهر برای شهری دل می‌سوزانند که هیچ‌کس به آن علاقه‌ای ندارد و به مجردِ این که کارشان تمام می‌شود، از آن فرار می‌کنند!

ماجرای باغ معنوی جمشیدیه نیز مانند ماجرای باغ گیاه‌شناسی برمی‌گردد به سال ۹۲ و گیرودارهای تغییر دولت. اما این بار متهم اصلی دولت نیست؛ بلکه شهرداری تهران و بانک ملت متهمان ردیف اول این ماجرا به شمار می‌روند. قصه از این قرار است که باغ معنویِ جنوب پارک جمشیدیۀ تهران از چند سال قبل، برای استفادۀ تفرجگاهی در اختیار بانک ملت قرار می‌‌گیرد. این بانک در سال ۹۲ تصمیم می‌گیرد با تغییر کاربری باغ،  آن را به هفت برج ده‌طبقه تبدیل کند. این اتفاق با اعتراض ساکنان محله‌های اطراف روبه‌رو می‌شود. دانشجویان شهر تهران هم با صدور بیانیه و نامه به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس و وزارت راه و شهرسازی و دفتر مقام‌معظم رهبری، مردم را همراهی می‌کنند.

پس از این اقدامات و با حساسیت شدید ایجادشده در رسانه‌ها، مقامات مختلف شهرداری چندین بار قطع‌شدن درختان را در این باغ تکذیب می‌کنند. این تکذیب، با عکس‌های گرفته‌شده از باغ در تضاد است. اما نهایتاً با وجود ورود مجلس و نهادهای دیگر به این پرونده، پروژۀ تخریب این باغ با دستور دفتر مقام‌معظم رهبری متوقف می‌شود و بانک ملت و شهرداری نیز از آن تمکین می‌کنند.

علاوه‌بر مطالب ذکرشده، مثال‌های متعدد دیگری در شهرهای مختلف مشاهده شده که ورود مردم، موجب توقف پروژۀ تخریب با‌غ‌ها و یا حداقل تأخیر و واردکردن هزینه به متجاوزان شده است. از باغ سیب کرج گرفته تا باغ نیما در شهران و بوستان مادر در کنار بزرگ‌راه آیت‌الله کاشانی، که جدی‌ترین درگیری بین شهرداری تهران و دولت یازدهم در دو سال گذشته بوده است. همچنین اعتراض‌های مردم اکباتان به تخریب و واگذاری فضای سبز و فضای مشاع آن‌ها به دست شهرداری که هنوز هم ادامه دارد، از تجربیات متأخر مردمی برای حفظ فضای سبزاست. اتفاقاتی که به نظر می‌رسد باتوجه‌به حمایت‌های نهادهای ملی و همراهی آن‌ها با مردم و پیروزی‌های کسب‌شده در این راه، به ویژه در دو سال گذشته، کماکان نیز ادامه پیدا کنند؛ حداقل تا زمانی که امید از جامعه خارج نشده است.

نشریه شهرت | درباره شهر | اینجا همه خواب نیستند

*دانشجویان کارشناسی شهرسازی دانشگاه تهران

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.