شهرت

منتشر شد - شهرت

منتشر شد ۱۴ مهر ۱۳۹۴

به گزارش معماری نیوز، نشریه شهرت که از اسفندماه سال گذشته، به شکل دوماهنامه منتشر شده و در سطح دانشگاه‌ها و کتابفروشی‌ها توزیع شده است، در ایستگاه چهارم به پروندۀ شهر و درخت رسید.

در ابتدای این پرونده آمده: « اگر جزو آن دسته افرادی هستید که «هوای باغ نکردید و دور باغ گذشته» و الان نشسته‌اید در طبقۀ چهلم برجتان که بر جنازۀ باغی قد کشیده و افسوس خاطرات دیروزتان در بوستان را می‌خورید، اگر از کسانی هستید که دستشان به خون درختی آلوده نشده یا شده و از آلودگی هوا و کمبود اکسیژن این شهر دم می‌زنند، اگر شما هم با امضای کاغذی شریک‌جرم سوزاندن باغ‌های این شهر بوده‌اید ولی اگر طبیعت پلی بشود خوب بلدید از رویش رد شوید، اگر شما هم جزو نسلی هستید که حتی در خاطراتشان هم باغ‌وبوستان، محلی از اعراب ندارد و الان متوجه منظور ما نمی‌شوید که دقیقاً از چه حرف می‌زنیم، اگر شما هم هربار که به شهرهای آن‌ور آب سفر می‌کنید، دلتان می‌رود که این‌ها چقدر همه‌چیزشان سبز است و ما چقدر یکدست خاکستری…

خلاصه، اگر شما هم چند وقتی است بغضِ همۀ این‌هایی که گفتیم، گلویتان را گرفته و دارد فشار می‌دهد و یک بار هم آن را در صورتِ کسانی که باغ‌ها را خشک می‌کنند یا شرکای جرم محترمشان فریاد نزده‌اید، این پرونده را حتماً حتماً بخوانید.»
طرح جلد نشریه شماره چهار شهرت
در این پرونده دو گزارش میدانی، یکی از باغ‌هایی که خاک شده و بر بالینشان برج‌هایی سبز می‌شوند و دیگری از تجربیات فعالیت‌های مردمی که منجر به حفظ چند باغ در شهرهای مختلف ایران شده، مشاهده می‌شود. در ادامه نیز گفت‌وگویی با آقای درویش، فعال محیط‌زیستی و مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست، در خصوص لایحه جدید مدیریت شهری، برنامه ششم توسعه و فعالیت سمن‌های محیط‌زیست شهری مکمل این پرونده است. همچنین چند خاطره از نسل‌های گذشته در خصوص باغ‌ها و تاثیر آن در زندگی مردم آن دوران، بخش دیگری از این پرونده است. اما ۵ یادداشت هم در این پرونده قرار دارد که نسترن صارمی سعی کرده است از اهمیت نقش محیط‌زیست شهری، در زندگی ۷۰% از جمعیت ایران که شهرنشین هستند بنویسد و تا جای ممکن به این سوال پاسخ دهد که: « وقتی از باغ و درخت و فضای سبز و آرزوی دوچرخهسواری و گردش در دل شهر حرف میزنیم، دقیقاً از چه حرف میزنیم؟». در یادداشتی دیگر، نفیسه میرایی از اهمیت فضاهای سبز در آموزش کودکان در سنین پایین نوشته است.

کیارش فیلسوف و یاسمین خوشپور، مشترکا بخش دیگری از این پرونده را کامل کرده‌اند، با معرفی «باغ‌های عمومی» در نقش تقویت‌کنندۀ تعاملات اجتماعی. باغ‌هایی که امروزه بویژه در اروپا و بخش‌هایی از آمریکا ایجاد شده‌اند و مورد استفادۀ ساکنانش برای کشاورزی، پرورش گل‌وگیاه، برگزاری اجتماعات محلی و … قرار می‌گیرند. فیروزه ثقفی نیز در یادداشتش از رسانه‌ای جدید برای محیط‌زیست، یعنی موزه‌های محیطی، صحبت کرده است که در فرانسه و از چند دهۀ پیش توسط مردم برای فعالیت‌های مختلفی که در راستای حفاظت از محیط زیست است، ایجاد شده. در پایان پرونده هم کریم آسایش، چند پیشنهاد برای بهبود شرایط محیط‌زیست شهری برای شهرهایمان مطرح کرده و پس از آن گزارش تصویری، پایان‌بخش این پرونده است.

اما این بار هم مشابه شماره‌های گذشتۀ شهرت، به غیر از بخش پرونده، بخش تقویم و بخش گوناگون نیز با استقلال محتوایی نسبت به پرونده به کار خودشان ادامه داده‌اند. در تقویم و در ستون بازخورد دکتر علی معظمی و دکتر میثم بصیرت به نقد شماره‌های گذشته این نشریه پرداخته‌اند. پس از آن ستونی جدید با نام مرسولات که نامه‌های یک شخص است در دوران پهلوی و در آن تصویری از تهران قدیم ارائه می‌شود، به بخش تقویم اضافه شده است. در ادامه و در ستون زمان‌ومکان سپهر عموزاده از شروع پاییز و حال‌وهوای شهر در آن تصویری شاعرانه ارائه کرده است. در پایان بخش تقویم هم، ستون رویداد خبر از برگزاری یک نمایشگاه نقاشی با نام تمام ناشدگی و یک نمایشگاه عکاسی با نام شهرک‌های برنجی در یک ماه گذشته می‌دهد و مژدۀ برگزاری جشن تهران را توسط «مؤسسه تهران مطالعات کلانشهر» در ابتدای آبان ماه.

اما بخش گوناگون، آراد نوذری مانند شماره قبل، در ستون فیلم، یک فیلم سینمایی را از منظر شهری و اجتماعی تحلیل کرده است. این بار قرعه به نام «قندون جهیزیه» افتاده. سپس محسن مهدی‌زاده در ستون داستان، ماجرای یک دانشجویی را روایت می‌کند که از شهرش به تهران می‌آید و … . پس از آن در ستون سفر، اینبار سمیرا هاشمی از آمل نوشته است و پیشنهاد کرده برای کشیدن یک نفس راحت هم که شده به آنجا سفر کنید. چرا که هم از رطوبت بالای شهرهای حاشیه‌ای دریای خزر و هم از دودودَم کلانشهرها، در آنجا اثری نیست. سپس در ستون راه‌نوشت، با بهنام نوذری همراه می‌شویم و با اتوبوس از «پارک‌وی» به «جمهوری» سفر می‌کنیم در طول راه، در سرمان سودای «آزادی» می‌پرورانیم. پس از آن به سراغ ستون فرهنگنامه می‌رویم. ستونی که این بار هم به کمک طنز، شیما پاکزاد، از وضعیت بالکن‌های آپارتمان‌هایمان و از اهمیتی که به آن می‌دهیم (یا نمی‎‌دهیم!)، گله کرده است. در انتها نیز پریسا بزاز، به جایی در تهران رفته که «اینجا، تهران نیست» و آن را در ستون پیشنهاد پرسه، به مخاطبان نشریه، معرفی کرده است.

مراکز توزیع این شماره از نشریه شهرت، دانشگاه‌های: تهران، صنعتی‌شریف، امیرکبیر، شهید بهشتی، علم‌وصنعت، تربیت‌مدرس، هنر، بین‌المللی امام‌خمینی، مازندران، یزد و …

و کتابفروشی‌های: شهرکتاب مرکزی، شهرکتاب تجریش، افق، چشمه، فرهنگ، ترنجستان، خانۀ هنرمندان، اختران، پرهام، فکرنو، آمه، هنوز، شهرکتاب آمل، شهرکتاب تبریز، شهرکتاب یزد و … می‌باشد.

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.