شهرت

مرسولات: نامه شماره 1 - شهرت

مرسولات: نامه شماره ۱ ۱ آذر ۱۳۹۴

مرسولات شهرت 1

مرسولات نامه شماره ۱

علیرضا نادری*

هو المصوِّر

حضورِ مستطابِ نازنینتان که نازنین‌تر از آن در چمنِ ناز نرُست،

 باشد که این پاکت را باز نمایید و خوانده‌شود.

السّاعه که این نامه را قلمی می‌کنم، اسبابِ تکدّرِ خاطرِ بنده، دور از شما، تماماً جمع است. اولاً چند روزی است موفق به زیارتِ رویتان از پسِ پنجره و لبِ ایوان و بالایِ بام نشده‌ام. فکری‌ام زبانم لال، مبادا عیب‌وعلتی عارض شده باشد. ثانیاً اوضاعِ مملکت از همیشه قاراشمیش‌تر است. همین امروزوفرداست که از قلعه‌مرغی تا چهارراهِ استامبول، دربِ کنسولگریِ آلمانِ نازی، طاقِ نصرت بزنند و در طولِ مسیر، در دو طرفِ خیابان، کارگرهایِ آفتاب‌سوخته با خون‌هایِ پاکِ آریایی‌شان، پرچمِ صلیبِ شکسته را تکان‌تکان بدهند. چو افتاده بینِ خلق‌الله که رومل، مارشالِ ارتشِ رایشِ سوم، راهیِ تهران است و پشت‌بندش هم شخصِ پیشوا تشریف‌فرما می‌شوند تا برادران آریاییِ خودشان را از چنگالِ متفقین نجات دهند. سپلشک! اصلش هرچه می‌کشیم، زیرِ سرِ همین خون و نژاد و اصل‌ونسب است نازنین. فی‌الواقع اگر شما را با آن چشم‌هایِ عسلی و دماغِ قلمی و قدوبالایِ سروتان استثنا کنیم، نه گیسِ سیاهِ ما به زلفِ بورِ این جماعت رفته نه صورت‌هایِ آفتاب‌سوخته‌مان به قیافه‌هایِ شیربرنجشان. اگر هم کسی بخواهد مدعیِ نژاد برتر و قوم‌وخویشی با آلمانی‌جماعت باشد، حکماً آن یک نفر بایست شما باشید نازنین. اصلش اگر بنابه شباهت است، کلّهم‌اجمعینِ ممالکِ محروسه را بجوری، یک نفر با ریخت و قیافۀ رومل گیرت نمی‌افتد. لکن صدی‌نودِ صنفِ قصاب، ازحیثِ سبیل و دک‌وپوز با استالینِ گوربه‌گوری مو نمی‌زنند. باری، غرض این که انگلیس‌ها چشمشان ترسیده، شهر را پر کرده‌اند از سربازِ امریکایی و انگلیسی و هندی. جسارتاً حتی‌المقدور از منزل بیرون نیایید نازنین. اجنبی، چشم‌پاکی سرش نمی‌شود!

زیاده عرضی نیست. باقی بقایتان.

بعدالتحریر: نامۀ نفرستاده می‌خوانید؟ همین الان که مشغولِ آب‌دادن به گلدان‌ها بودید، چشممان روشن شد به جمالتان. خدا را شکر که سلامتید، لکن این حسن‌یوسف‌هایی که گذاشته‌اید لبۀ بهارخواب، حال و روزشان خوش نیست. عن‌قریب است که بالکل پژمرده شوند. بیچاره‌ها خجالتِ اسمِ بی‌قواره‌شان را کم می‌کشند، روزی دو نوبه هم حینِ آبیاری حسنِ خدادادتان را می‌بینند، آب از گلویشان پایین نمی‌رود.

نشریه شهرت | درباره شهر | شماره چهارم | مرسولات | نامه شماره ۱

*دانشجوی کارشناسی مهندسی برق دانشگاه شریف

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.