شهرت

حسن شهرت - علی رنجی پور

حسن شهرت ۱۳ مرداد ۱۳۹۴

رنجی پور

علی رنجی‌پور*

«شهرت» مجله‌ی شریفی است. از حد انتظار من بهتر بود. ایرادهای حرفه‌ای آن سر جایش، اما فراموش نکنیم آن چند صفحه‌ای که ما پیش از عید ورق زدیم، اولا شماره‌ی نخست بود و هنوز وقت هست تا مجله قوام بیشتری پیدا کند، ثانیا آنچه دیدیم یک نشریه‌ی دانشجویی بود که به همت عالی چند جوان اهل معرفت و خوش‌ذوق و سلیقه منتشر شده است.

آن‌هایی که کار نشریه کرده‌اند، می‌دانند چاپ کردن شماره‌ی اول چه کار سختی است. همه‌ی ما برای کارهایمان ایده‌های بلند و بالایی داریم اما وقتی این ایده‌ها‌ به سطح کاغذ می‌رسند، نسبت به آنچه که در ذهن داشته‌ایم خیلی تفاوت پیدا می‌کنند. مثلا در مورد نشریه، ریتم مطالب آنطور که آدم فکر می‌کند در نمی‌آید، نویسنده‌ها آنطور که سردبیر خیال کرده نمی‌نویسند، بخش‌بندی‌ها از دست می‌روند، فرم مجله هر چه‌قدر هم که منعطف باشد باز هم تحتِ تاثیرِ تغییراتِ غیرقابلِ اجتناب قرار می‌گیرد، آن چیزی که گرافیست‌ها با مطالب و عکس‌های تخیلی لی‌آوت می‌کنند (وقتی با تکست و تصویر واقعی صفحه‌بندی شود) کلا یک چیز دیگری از آب در می‌آید و … البته این مسائل شاید فقط برای من پررنگ باشند چرا که من که سال‌ها است از راه روزنامه‌نگاری ارتزاق می‌کنم، چند مجله را در آورده‌ام و با آن‌ها تعطیل شده‌ام، سختی‌ها و مرارت‌های این کار را نیک درک کرده‌ام و البته از انتشار مجله‌هایی که چشم خوانندگان را می‌گیرد و به تحسینشان وامی‌دارد، لذت کافی و وافی برده‌ام… شاید بقیه خوانندگان «شهرت» این‌ها به چشم‌شان نیاید.

شماره‌ی نخست شهرت حتی با در نظر گرفتن معیارهای حرفه‌ای هم مجله‌ای قابل اعتنا است. چندتایی مطلب خوب در آن پیدا می‌شود. خط و ربط آن معلوم است و سلیقه‌ی سردبیر و گردانندگان آن کاملا مشخص است. خوشبختانه باب نقد باز است و در آن از تعارف‌ها و رودربایستی‌‌های معمول در نشریات شهری خبری نیست. این که اول نوشته‌ام مجله‌ی شریفی است، بیشتر از این باب است که «شهرت» وامدار کسی و چیزی، جز دغدغه‌ها و اندیشه‌های بچه‌های تحریریه‌اش نیست. اگرچه موضوع شماره اول آن «پول» است، اما پول در آن نقشی تعیین‌کننده ندارد. مجله اصلا دخلی ندارد که کسی را وسوسه کند، خرج آن هم چندان زیاد نیست. سرمایه‌اش فقط همت بچه‌هایی است که داوطلبانه وقتشان را و ذهنشان را صرف تهیه و تدارک کار می‌کنند. آنطور که من شنیده‌ام بخشی‌ از هزینه‌ها را بچه‌ها از جیبشان گذاشتند که کاش ترتیبی بدهند این را هم نگذارند و اگرنه بیم آن می‌رود بعد از چند شماره که هیجان‌ها فرونشست، همین خرج مختصر، تبدیل به دغدغه‌ای بزرگ شود که حیات نشریه را به خطر می‌اندازد. اما اگر خدای ‌نکرده این اتفاق هم بیفتد باز چیزی از دست نرفته. به هر حال عمر نشریات دانشجویی عمر کوتاهی است، اما تاثیر آن می‌تواند بلند و عمیق باشد.

من هم در واقع کار روزنامه‌نگاری‌ام را از یک، دو و چند نشریه‌ی دانشجویی آغاز کردم. سال هفتاد و هفت چند نفر آدم خوش‌ذوق در دانشگاه زنجان دور هم جمع شده بودند و نشریه‌ی طنزی را در می‌آوردند به اسم شیپور که اتفاقا دو سه مرتبه در جشنواره‌ی نشریات دانشجویی جایزه هم برد. من هم کنار آن بچه‌ها کارم را شروع کردم. می‌نوشتم، طرح می‌کشیدم، صفحه می‌بستم، کپی می‌کردم، روی میز می‌گذاشتم،  به دانشجویان و اساتیدْ مجله را به زور می‌فروختم، با کارمندان معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه کلنجار می‌رفتم، در جلسات هیئت نظارت شرکت می‌کردم و… الان که به آن روزها فکر می‌کنم، تجربه‌ای ناب را به یاد می‌آورم که در تمام زندگی‌ام بعد از آن جریان داشته و هنوز هم دارد. آن نشریه برای من و باقی دوستانم فقط تمرین صرف نبود، چرا که تقریبا هیچ‌کدام از بچه‌های آن مجله کار روزنامه‌نگاری را ادامه ندادند اما تاثیر آن نشریه در زندگی آن‌ها هم ساری و جاری است. حداقلش رابطه‌های دوستانه و مفید با همنشینانِ نیکو آنجا تقویت شد و به روابط بعدی ما در عرصه‌ی فرهنگ و هنر منجر شد. آنجا زمینه‌ی مطالعه در برخی حوزه‌ها و زمینه‌ی تفکر عمیق در برخی از ما فراهم شد. تجربه‌ای ناب از تاثیرگذاری فکر و اندیشه به دست آمد و ما همان موقع به این نکته‌ی مهم رسیدیم که دامنه و حد تاثیر یک رسانه نه تحولات بزرگ و بنیادین در عالم واقعی، بلکه تغییرات جدی در عوالم ذهنی و انتزاعی است. کار یک مقاله و دو مقاله و یک گفت‌وگو و… عوض کردن عالم نیست. زور رسانه، حتی مهم‌ترین و معتبرترین رسانه‌های جهان اصلا به این کار نمی‌رسد، بلکه تاثیر آن در ایجاد جرقه‌های کوچک در ذهنیت‌های مردم است.

نه «شهرت»، نه مجله‌ی من «نمایه تهران» و نه هیچ‌کدام از نشریاتی که در حوزه‌ی شهر منتشر می‌شوند، از عهده‌ی تغییر مناسبات شهری برنخواهند آمد، اما می‌توانند مخاطبان –ولو مخاطبان اندک- را نسبت به آنچه پیرامونشان می‌گذرد حساس کنند. نگاه کنید و ببینید که طی سال‌های اخیر، همکاران روزنامه‌نگار من در حوزه‌ی محیط زیست، چه تاثیر عمیقی در نگاه عمومی نسبت به این مساله گذاشته‌اند. البته هنوز محیط زیست عرصه تاخت و تاز خراب‌کاران است، اما افکار عمومی –در پی چندین و چند سال کارِ با همت و جدیت در حوزه‌ی رسانه- چنان تقویت شده که می‌توان امیدوار بود در آینده فشار اجتماعی قابل ملاحظه‌ای در تقابل با خرابکاری‌های ابدی به دست بیاید. نه فقط در محیط زیست، در حوزه‌ی میراث فرهنگی هم تجربیات ارزشمندی –ولو کم- به دست آمده است. در حوزه‌ی حقوق زنان هم همین‌طور و… . من معتقدم اگر در حوزه‌ی نشریات دانشگاهی، «شهرت» و نشریات دیگر، همین دست فرمان را ادامه دهند و همچنین در عرصه‌ی عمومی موانع سخت از سر راه نشریاتی چون «نمایه تهران» برداشته شوند و نشست‌های عمومی دوام داشته باشند، آن وقت می‌توان امیدوار بود که رگه‌هایی باریک از حساسیت عمومی نسبت به مسایل شهری نیز در جامعه ما به وجود بیاید و تقویت شود. آن وقت است که این امیدواری به امیدواری بزرگتری گره می‌خورد؛ این که در آینده بتوان در مقابل جریان‌های تمامیت‌خواه و قدرتمندی که شهر را می‌بلعند و از بین‌ می‌برند، سدی استوار ساخت و سامان‌دهی کرد، البته اگر تا آن موقع هنوز شهری در کار باشد!

*سردبیر نشریه نمایه تهران

علی رنجی پور – نشریه شهرت – درباره شهر

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.