شهرت

تویی که نمی‌شناختمت - شهرت

تویی که نمی‌شناختمت ۲۷ آبان ۱۳۹۴

تویی که نمی‌شناختمت۱

تویی که نمی‌شناختمت

میثم بصیرت*

شهرت از معدود نشریات حوزۀ شهری است که از زمان انتشار نخستین شماره‌اش،  بی‌صبرانه انتظار شمارۀ بعدی را کشیده‌ام. نشریه‌ای است که هر سه شماره‌اش را بی‌اغراق در اولین فرصت، حتی در تاکسی و پشت فرمان خوانده‌ام و اخم ترافیک را به تبسم استعداد شهرتی‌ها بدل کرده‌ام. شهرت از اتفاقات نابی است که موجب می‌شود سرت را بالا بگیری و به نصفه‌ونیمه معلم‌بودنت در گروه شهرسازی دانشگاه تهران افتخار کنی! برای من خوش‌حال‌کننده است که چهرۀ فعال و پرانرژی جدیدی از بچه‌های شهرسازی هنرها را که همیشه در تکاپوی بقا در منطقۀ محروم بوده‌اند، در شهرت می‌بینم و برای ساعتی  هم که شده، از خوش‌حالی در پوست خود نمی‌گنجم. البته کمی هم حرص می‌خورم که چرا به خاطر سیستم آموزشی غیرمنعطف و خشک دانشکده، نتوانسته‌ایم این چهره‌ها را  بر سر کلاس‌ها این‌گونه خلاق و باانگیزه ببینیم؟!

راستش را بگویم، شهرت مرا به سال‌های اول دوران دانشجویی‌ام می‌بَرد؛ زمانی که با توانِ جمع محدودِ اولین دورۀ کارشناسی شهرسازی، صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول نشریۀ دانشجویی شار شدم. آن روزها شار را با درآمد کار دانشجویی، پول‌های توجیبی و بدون هر حمایت شایانی، به عمدۀ مدرسه‌های معماری و شهرسازی می‌رساندیم. از آن جمع، تقریباً دو سه نفر در بیزینس شهرسازی ایران فعال مانده‌اند، دو نفر مثل من معلم شده‌اند و باقی یا دست از این حرفه کشیده‌اند یا در ممالک مترقی زندگی و تحصیل می‌کنند. افسوس می‌خورم برای نابودی انرژیِ آن روزهایمان که قدرش را ندانستیم و در هیاهوی جوانی، آن را در مسیر درست به کار نبستیم. یادم هم نمی‌رود که تاوان سرمقالۀ تند و نسنجیدۀ یکی از شماره‌هایش را که بوی اعتراض دانشجویی داشت، سال‌ها پرداخت کردم و بارها معذرت خواستم.

به‌هرحال شهرت برای من فرصت شناخت دوبارۀ چهرۀ طلایی‌تر و درخشان‌تر بهترین بچه‌های شهرسازی هنرهاست؛ آن‌هایی که اگر در حرفۀ شهرسازی هم نمانند، حداقل به عنوان منتقد مسائل شهری، مسیر خود را یافته‌اند و شاید در آینده همان مسیری را بروند که «رنجی‌پور» از دوران  دانشجویی‌اش تا به امروز و انتشار نمایۀ تهران رفته است.

اگر نگارنده با همین حال‌وهوا عضوی از گروه شهرت بود، همین مسیر را با کمی تفاوت پیش می‌گرفت. پیشنهاد نگارنده بیشتر در پایبندی به یک محور موضوعی مشخص در بخش اصلیِ هریک از شماره‌های شهرت است و کمی تلاش برای ارتقای دانش و اندیشه و ارائۀ جمع‌بندی و پیشنهاد روشنی در آن حوزه. اما بهتر است کمی از تعارف‌های معمول گذر کنیم و به دعوت شهرتی‌ها، سراغ نقد نشریۀ شهرت بیاییم. با تأکیدی که شهرتی‌ها داشته‌اند، ناچار به بیان چند نقد ساده‌ام:

یکم:

شهرت در شمارۀ اول رایگان توزیع شده و نسخه‌‌های الکترونیکی آن در شماره‌های بعدی نیز به‌طور رایگان دریافت می‌شود. قبلاً نیز به دوستان گفتم که هیچ‌گاه نشریه‌تان را رایگان توزیع نکنید؛ چه چاپی باشد و چه الکترونیکی. گفتم نشریه‌تان را حتی شده به حداقل قیمت بفروشید تا ارزش زحماتتان دانسته شود و شبهۀ حمایت از طرف این و آن را بزدایید. نکتۀ بعدی دربارۀ تأمین مالی نشریه آن است که شهرت، در حال تبدیل‌شدن به جُنگی از کلاس‌های کنکور کارشناسی‌ارشد است. دغدغۀ تأمین مالی نشریه درست و به‌حق است؛ اما به نظرم بهتر بود در نشریه‌ای که هدف، کناره‌گیری از فضاهای غیرتخصصی است، از سپرده‌شدن عنان مالی نشریه به کلا‌سهای کنکور پرهیز شود؛ چراکه ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین روش تأمین مالی است. صفحات نخستین نشریه را بار دیگر نگاه کنید. به نظرم توسل به نهادهای رسمی بخش دولتی و عمومی راهکار بهتری است؛ زیرا بودجه‌های مشخصی برای حمایت از این فعالیت‌ها دارند. می‌توانید با اختصاص‌دادن یکی دو صفحه از نشریه به آن‌ها، در عین رعایت استقلال نشریه، هزینه‌هایتان را هم تأمین کنید.

دوم:

شهرت را می‌توان هم نقد محتوایی کرد و هم نقد ساختاری. ازنظر محتوایی، نشریۀ شریفی است که مستقل و بی‌پرده سخن می‌گوید، تا آنجا که توانسته از همۀ ذی‌نفعان شهر نظر می‌گیرد و نظراتشان را چاپ می‌کند. به نظرم این کار، حرکت شایسته‌ای است؛ اما جای خالی شهرسازی در این نشریه به شدت عیان است و شاید جای یکی دو یادداشت/ مقالۀ تحلیلی خالی است که به شرح‌وبسط موضوع محوری هر شماره و نیز ایده‌پردازی برای خوانندگان متنوعش بپردازد. شاید می‌شد برای هر شماره، چند نفر از شهرتی‌ها مسئولیت تدوین چند گزارش یا مقالۀ علمی‌تخصصی را بر عهده بگیرند و شهرت از دل کارهای پژوهشی که شهرتی‌ها انجام می‌دهند، بیرون بیاید. البته منظور از مقالۀ علمی‌تخصصی، نوشته‌ای متفاوت با

شیوۀ معمول نگارش این نوع مقالات است. این هدف با اتکا به فعالیت‌های انجمن علمی و نیز ارتباط بیشتر با دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی رخ می‌دهد. ازنظر ساختاری هم باید گفت که نخ تسبیح مطالب نشریۀ شهرت هنوز رخ ننموده است. مطالب شهرت تا حدی بی‌ارتباط با یکدیگر تنظیم شده‌ است و هنوز نتوانسته خواننده را به مسیری که شهرت می‌جوید، هدایت کند.

سوم:

شهرت با خطر سیاسی‌شدن مطالب و محورهای اصلی بحثش مواجه است. طیفی از دوستان غیردانشجویی که در شهرت می‌نویسند، در فضاهای دیگری غیر از محیط دانشگاه نفس می‌کشند و می‌زیند! شهرتی‌ها مواظب باشند که روزی نشریۀ تخصصیِ خوبی که سنگ‌بنایش را گذاشته‌اند، به بیماری سیاست‌زدگی دچار نشود. گرچه معتقدم حرفه و رشتۀ شهرسازی‌ از امور سیاسی تبعیت می‌کند؛ اما به‌هرحال شهرت چه بخواهد چه نخواهد، بخشی از اندیشه‌های شهر را ترویج می‌دهد؛ به ویژه در حوزۀ مدیریت شهری.

 از همان صفحۀ اول، عمدتاً مخالفان و نقادان سیستم فعلی مدیریت شهری تهران را برای تشکر فهرست می‌کند و در لابه‌لای مطالبش صدای به‌حاشیه‌رانده شدگان را می‌شنویم. بدین‌ترتیب، هیچ صدای مخالفتی با رویکرد شهرت درنمی‌آید. مگر نه این است که باید صدای مخالف را هم شنید و فریاد «زنده باد مخالف من» سر داد؟ به نظرم شهرت باید اتفاقاً برای یک بار هم که شده، در کنار صدای حقانی و حافظی، شنیدن صدای چمران و دبیر و پیرهادی را هم تجربه کند.

چهارم :

شهرت با دانشگاهی که در آن متولد شده، ارتباط چندانی ندارد و به اتفاقات آن بی‌توجه است. فراموش نکنیم که خیلی از فعالیت‌هایی را که شما در کلاس‌ها انجام می‌دهید، می‌توان جمع‌بندی کرد و به سمت محورهای نشریه هدایت کرد و در شهرت انتشار داد. در این صورت، با یک تیر دو نشان را زده‌اید. علاوه‌براین‌ها اختصاص یک صفحه یا یک ستون به نقد اتفاقات علمی و دانشجویی دانشکده‌تان، کار چندان دشواری نیست و استقلال شما را نمی‌گیرد. گاهی هم نیمۀ پر لیوان را ببینیم. نگذارید فضای نشریه انحصاری شود؛ با فراخوان‌هایی بهنگام و روشن در سایت و درودیوار مدرسه‌های شهرسازی، مخاطبان خود را به بازی در نشریه فرابخوانید.

پنجم:

شهرت از آن نشریه‌هایی است که نیازمند ثبت رسمی و ماندنی‌شدن در فضای غیردانشجویی است. اگر به‌جای دوستان شهرت بودم، برای گرفتن امتیاز نشر و توزیع شهرت در چارچوب نشریات معمول کشور نیز تلاش می‌کردم؛ مثلاً آن را به صورت فصلنامه برای عموم مردم چاپ می‌کردم. کار ساده‌ای نیست؛ اما امروز مسیر برای شهرتی‌ها هموارتر و بی‌سنگلاخ‌تر از دوران مدیریت دولت قبل است! راهکار دیگر، توسعه و به‌روزآوری دائمی سایت نشریه است. سایت شهرت می‌تواند به‌صورت یک سایت خبری‌تحلیلی در حوزۀ شهر فعالیت کند و بسیاری از نوشتارها و یادداشت‌ها برای اولین‌بار روی آن بارگذاری و خوانده شود.

سرانجام سخن

امروزه شهرت در برزخ نشریۀ دانشجویی یا تخصصی‌بودن است. «دربارۀ شهر بودنِ» شهرت اجازه می‌دهد که از همۀ جنبه‌های زندگی شهری سخن بگوییم و حسن شُهرتِ شَهرت را در کنار استعدادهای ناشناختۀ شهرسازانِ فردا به یاد بسپاریم؛ اما بالاخره تفاوت شهرت را با نمایۀ تهران دریابید.

سر آخر اینکه: شهرتی‌ها خسته نباشید! از شناخت دوبارۀ شما خرسندم. 

 

۱ نام فیلمی از ابراهیم سلطانی‌فر(١٣۶٨)

بازخورد | تویی که نمی‌شناختمت | نشریه شهرت | درباره شهر | شماره چهارم | شهر و درخت

*مدرس و محقق شهرسازی

مطالب مشابه

اشتراک گذاری این مطلب ایمیل لینکدین تویتر گوگل پلاس فیسبوک

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.